triced up
بالا کشیده شد
triced down
پایین کشیده شد
triced back
به عقب کشیده شد
triced forward
به جلو کشیده شد
triced tight
سفت کشیده شد
triced together
در کنار هم کشیده شد
triced securely
به طور ایمن کشیده شد
triced loosely
به طور شل کشیده شد
triced firmly
به طور محکم کشیده شد
triced quickly
به سرعت کشیده شد
he triced up the sail to prepare for the storm.
او برای آمادگی در برابر طوفان، بادبان را بالا کشید.
she triced her hair into a neat bun for the event.
او موهایش را به یک حالت بافت زیبا برای رویداد بست.
the fisherman triced the net to catch more fish.
ماهیگیر برای گرفتن ماهی بیشتر، تور را محکم کرد.
they triced the decorations for the party.
آنها وسایل تزئینی را برای مهمانی آماده کردند.
the crew triced the lines to secure the boat.
خدمه برای ایمن کردن قایق، طنابها را محکم کردند.
he triced the curtains to let in more light.
او پردهها را بالا کشید تا نور بیشتری وارد شود.
she triced her backpack to carry it easily.
او کولهپشتی خود را طوری بست تا به راحتی آن را حمل کند.
the artist triced the canvas to the frame.
هنرمند بوم نقاشی را به قاب متصل کرد.
he triced the rope to climb the mountain.
او طناب را برای صعود به کوه محکم کرد.
they triced the flags to signal their arrival.
آنها پرچمها را برای اعلام ورود خود نصب کردند.
triced up
بالا کشیده شد
triced down
پایین کشیده شد
triced back
به عقب کشیده شد
triced forward
به جلو کشیده شد
triced tight
سفت کشیده شد
triced together
در کنار هم کشیده شد
triced securely
به طور ایمن کشیده شد
triced loosely
به طور شل کشیده شد
triced firmly
به طور محکم کشیده شد
triced quickly
به سرعت کشیده شد
he triced up the sail to prepare for the storm.
او برای آمادگی در برابر طوفان، بادبان را بالا کشید.
she triced her hair into a neat bun for the event.
او موهایش را به یک حالت بافت زیبا برای رویداد بست.
the fisherman triced the net to catch more fish.
ماهیگیر برای گرفتن ماهی بیشتر، تور را محکم کرد.
they triced the decorations for the party.
آنها وسایل تزئینی را برای مهمانی آماده کردند.
the crew triced the lines to secure the boat.
خدمه برای ایمن کردن قایق، طنابها را محکم کردند.
he triced the curtains to let in more light.
او پردهها را بالا کشید تا نور بیشتری وارد شود.
she triced her backpack to carry it easily.
او کولهپشتی خود را طوری بست تا به راحتی آن را حمل کند.
the artist triced the canvas to the frame.
هنرمند بوم نقاشی را به قاب متصل کرد.
he triced the rope to climb the mountain.
او طناب را برای صعود به کوه محکم کرد.
they triced the flags to signal their arrival.
آنها پرچمها را برای اعلام ورود خود نصب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید