easily trickable
به راحتی فریبخوری
not trickable
غیرقابل فریب
highly trickable
بسیار فریبپذیر
quite trickable
تا حدودی فریبپذیر
somewhat trickable
تا حدودی قابل فریب
extremely trickable
بشدید فریبپذیر
remarkably trickable
به طرز چشمگیری قابل فریب
surprisingly trickable
به طور غیرمنتظرهای قابل فریب
particularly trickable
به طور ویژه قابل فریب
too trickable
خیلی زیاد قابل فریب
the trickable tourist fell for the street vendor's scam.
گردشگری که فریبکار بود، به دام کلاهبرداری یک فروشنده خیابانی افتاد.
young children are particularly trickable during the holiday season.
کودکان خردسال به ویژه در طول فصل تعطیلات به راحتی فریب میخورند.
the trickable investor lost money to a ponzi scheme.
سرمایه گذاری که فریبکار بود، پول خود را به یک طرح پانزی باخت.
even experienced hackers can be trickable by sophisticated phishing attacks.
حتی هکرهای با تجربه نیز میتوانند به راحتی توسط حملات فیشینگ پیچیده فریب بخورند.
the trickable customer purchased the overpriced souvenir.
مشتری که فریبکار بود، سوغاتی گرانقیمت را خرید.
people who are overly trusting are easily trickable.
افرادی که بیش از حد اعتماد میکنند، به راحتی فریب میخورند.
the trickable tourist was convinced to buy fake artwork.
گردشگری که فریبکار بود، متقاعد شد آثار هنری تقلبی بخرد.
scammers target trickable individuals who share too much online.
کلاهبرداران هدف خود را افراد فریبکار قرار میدهند که بیش از حد آنلاین اطلاعات به اشتراک میگذارند.
the trickable diner left an excessive tip.
مهمانی که فریبکار بود، انعام بیش از حد پرداخت کرد.
new employees are often trickable by office gossip.
کارمندان جدید اغلب به راحتی توسط شایعات اداری فریب میخورند.
the trickable shopper bought imitation branded goods.
خریدار که فریبکار بود، کالاهای تقلبی برند را خرید.
online users are trickable when they click suspicious links.
کاربران آنلاین زمانی که روی پیوندهای مشکوک کلیک میکنند، فریب میخورند.
the trickable traveler accepted a ride from a stranger.
گردشگری که فریبکار بود، قبول کرد از یک غریبه سواری بگیرد.
easily trickable
به راحتی فریبخوری
not trickable
غیرقابل فریب
highly trickable
بسیار فریبپذیر
quite trickable
تا حدودی فریبپذیر
somewhat trickable
تا حدودی قابل فریب
extremely trickable
بشدید فریبپذیر
remarkably trickable
به طرز چشمگیری قابل فریب
surprisingly trickable
به طور غیرمنتظرهای قابل فریب
particularly trickable
به طور ویژه قابل فریب
too trickable
خیلی زیاد قابل فریب
the trickable tourist fell for the street vendor's scam.
گردشگری که فریبکار بود، به دام کلاهبرداری یک فروشنده خیابانی افتاد.
young children are particularly trickable during the holiday season.
کودکان خردسال به ویژه در طول فصل تعطیلات به راحتی فریب میخورند.
the trickable investor lost money to a ponzi scheme.
سرمایه گذاری که فریبکار بود، پول خود را به یک طرح پانزی باخت.
even experienced hackers can be trickable by sophisticated phishing attacks.
حتی هکرهای با تجربه نیز میتوانند به راحتی توسط حملات فیشینگ پیچیده فریب بخورند.
the trickable customer purchased the overpriced souvenir.
مشتری که فریبکار بود، سوغاتی گرانقیمت را خرید.
people who are overly trusting are easily trickable.
افرادی که بیش از حد اعتماد میکنند، به راحتی فریب میخورند.
the trickable tourist was convinced to buy fake artwork.
گردشگری که فریبکار بود، متقاعد شد آثار هنری تقلبی بخرد.
scammers target trickable individuals who share too much online.
کلاهبرداران هدف خود را افراد فریبکار قرار میدهند که بیش از حد آنلاین اطلاعات به اشتراک میگذارند.
the trickable diner left an excessive tip.
مهمانی که فریبکار بود، انعام بیش از حد پرداخت کرد.
new employees are often trickable by office gossip.
کارمندان جدید اغلب به راحتی توسط شایعات اداری فریب میخورند.
the trickable shopper bought imitation branded goods.
خریدار که فریبکار بود، کالاهای تقلبی برند را خرید.
online users are trickable when they click suspicious links.
کاربران آنلاین زمانی که روی پیوندهای مشکوک کلیک میکنند، فریب میخورند.
the trickable traveler accepted a ride from a stranger.
گردشگری که فریبکار بود، قبول کرد از یک غریبه سواری بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید