| جمع | triggermen |
hitman triggerman
قاتل حرفهای
triggerman for hire
قاتل مزدور
triggerman in crime
قاتل در جرم
triggerman role
نقش قاتل حرفهای
triggerman suspect
قاتل حرفهای مظنون
triggerman identity
هویت قاتل حرفهای
triggerman deal
معامله قاتل حرفهای
triggerman operation
عملیات قاتل حرفهای
triggerman testimony
شهادت قاتل حرفهای
triggerman network
شبکه قاتل حرفهای
the police arrested the triggerman behind the recent crime spree.
پلیس فردی که مسئول تازهترین سلسله جنایات بود را دستگیر کرد.
witnesses identified the triggerman during the trial.
شهود در طول محاکمه، فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت را شناسایی کردند.
the triggerman was hired for a hefty sum of money.
فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت، برای مبلغ هنگفتی استخدام شده بود.
they believe the triggerman acted alone in the assassination.
آنها معتقدند که فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت، به تنهایی در ترور دست داشته است.
the investigation revealed the identity of the triggerman.
تحقیقات هویت فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت را آشکار کرد.
fear spread through the community after the triggerman was released.
پس از آزادی فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت، ترس در میان مردم گسترش یافت.
the triggerman's motives remain unclear to the authorities.
انگیزههای فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت برای مقامات هنوز نامشخص است.
police are offering a reward for information on the triggerman.
پلیس برای کسب اطلاعات در مورد فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت، جایزه می دهد.
the triggerman fled the scene before the police arrived.
فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت قبل از رسیدن پلیس از صحنه فرار کرد.
many believe the triggerman was part of a larger conspiracy.
بسیاری معتقدند که فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت بخشی از یک توطئه بزرگتر بود.
hitman triggerman
قاتل حرفهای
triggerman for hire
قاتل مزدور
triggerman in crime
قاتل در جرم
triggerman role
نقش قاتل حرفهای
triggerman suspect
قاتل حرفهای مظنون
triggerman identity
هویت قاتل حرفهای
triggerman deal
معامله قاتل حرفهای
triggerman operation
عملیات قاتل حرفهای
triggerman testimony
شهادت قاتل حرفهای
triggerman network
شبکه قاتل حرفهای
the police arrested the triggerman behind the recent crime spree.
پلیس فردی که مسئول تازهترین سلسله جنایات بود را دستگیر کرد.
witnesses identified the triggerman during the trial.
شهود در طول محاکمه، فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت را شناسایی کردند.
the triggerman was hired for a hefty sum of money.
فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت، برای مبلغ هنگفتی استخدام شده بود.
they believe the triggerman acted alone in the assassination.
آنها معتقدند که فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت، به تنهایی در ترور دست داشته است.
the investigation revealed the identity of the triggerman.
تحقیقات هویت فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت را آشکار کرد.
fear spread through the community after the triggerman was released.
پس از آزادی فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت، ترس در میان مردم گسترش یافت.
the triggerman's motives remain unclear to the authorities.
انگیزههای فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت برای مقامات هنوز نامشخص است.
police are offering a reward for information on the triggerman.
پلیس برای کسب اطلاعات در مورد فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت، جایزه می دهد.
the triggerman fled the scene before the police arrived.
فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت قبل از رسیدن پلیس از صحنه فرار کرد.
many believe the triggerman was part of a larger conspiracy.
بسیاری معتقدند که فردی که مسئولیت اصلی را بر عهده داشت بخشی از یک توطئه بزرگتر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید