trivia

[ایالات متحده]/ˈtrɪviə/
[بریتانیا]/ˈtrɪviə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جزئیات یا حقایق بی‌اهمیت
Word Forms
جمعtrivias

عبارات و ترکیب‌ها

trivial information

اطلاعات جزئی

trivial pursuit

بازی احمقانه

trivial knowledge

دانش جزئی

جملات نمونه

She enjoys reading trivia books in her free time.

او از خواندن کتاب‌های اطلاعاتی در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

Trivia games are a popular choice for social gatherings.

بازی‌های اطلاعاتی یک انتخاب محبوب برای گردهمایی‌های اجتماعی هستند.

He always impresses others with his vast knowledge of trivia.

او همیشه با دانش گسترده خود در مورد اطلاعات، دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

The trivia night at the pub attracted a large crowd.

شب اطلاعاتی در بار، جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.

Trivia questions can be challenging but fun to answer.

سوالات اطلاعاتی می‌توانند چالش‌برانگیز اما سرگرم‌کننده باشند.

She won the trivia competition by answering the most questions correctly.

او با پاسخ دادن صحیح به بیشتر سوالات، مسابقه اطلاعاتی را برد.

Trivia about famous landmarks is always interesting to learn.

اطلاعات مربوط به مکان‌های دیدنی معروف همیشه جالب است.

The trivia app on his phone provides daily facts and quizzes.

برنامه اطلاعاتی روی تلفن همراه او، حقایق و آزمون‌های روزانه ارائه می‌دهد.

Playing trivia with friends is a great way to test your knowledge.

بازی کردن اطلاعاتی با دوستان، راهی عالی برای آزمایش دانش شماست.

She enjoys sharing random trivia with anyone who will listen.

او از به اشتراک گذاشتن اطلاعات تصادفی با هر کسی که گوش می‌دهد لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید