troated

[ایالات متحده]/ˈtrəʊtɪd/
[بریتانیا]/ˈtroʊtɪd/

ترجمه

vi. صدای فراخوانی یا جفت‌گیری ایجاد کردن
n. صدای فراخوانی که در حین جفت‌گیری ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

deep troated

به طور عمیق صدا دار

well troated

به خوبی صدا دار

smoothly troated

به طور روان صدا دار

richly troated

به طور غنی صدا دار

clearly troated

به طور واضح صدا دار

full troated

به طور کامل صدا دار

strongly troated

به طور قوی صدا دار

softly troated

به طور ملایم صدا دار

musically troated

به طور موسیقیایی صدا دار

perfectly troated

به طور کامل صدا دار

جملات نمونه

he troated his way through the crowd.

او با سماجت از میان جمعیت عبور کرد.

she troated her complaints to the manager.

او شکایت‌های خود را به مدیر گفت.

the dog troated happily when it saw its owner.

سگ با خوشحالی وقتی صاحبش را دید، راه رفت.

they troated their way to the front of the line.

آنها با سماجت خود را به جلوی صف رساندند.

he troated out a warning to his friends.

او به دوستانش هشدار داد.

she troated her thoughts during the meeting.

او در طول جلسه به افکار خود پرداخت.

the child troated a song while playing.

بچه در حین بازی یک آهنگ را زمزمه کرد.

he troated his way into the conversation.

او با سماجت وارد گفتگو شد.

she troated her way through the difficult task.

او با سماجت از پس کار دشوار برآمد.

the cat troated loudly when it was hungry.

گربه وقتی گرسنه بود با صدای بلند راه می‌رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید