hoarse voice
صدای خشن
His hoarse voice was quickly identified.
صدای خشن او به سرعت شناسایی شد.
talk oneself hoarse (out of breath)
تا خسته و نفسنفسزدگی بخود آوردن
a hoarse voice; the child's piping voice.
صدای خشن؛ صدای نازک کودک.
He asked me a question in a hoarse voice.
او سوالی را با صدای خشن از من پرسید.
a hoarse shout cut through his benumbed senses.
یک فریاد خشن از میان حواس بیحس او گذشت.
His voice was hoarse after talking for an hour.
بعد از یک ساعت صحبت کردن صدای او خشن شده بود.
Experts say about 1/3 one in 3 people will become hoarsen hoarse at some point in their lives.
متخصصان می گویند تقریباً 1/3 از افراد در طول زندگی خود دچار خشونت صدا می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید