troating

[ایالات متحده]/ˈtroʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtroʊtɪŋ/

ترجمه

vi. صدایی را ایجاد کردن یا صدایی که با جفت‌گیری یا تولید مثل مرتبط است
n. صدایی یا ندا که در حین جفت‌گیری یا تولید مثل ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

troating game

بازی ترواتینگ

troating technique

تکنیک ترواتینگ

troating style

سبک ترواتینگ

troating competition

مسابقه ترواتینگ

troating event

رویداد ترواتینگ

troating practice

تمرین ترواتینگ

troating skill

مهارت ترواتینگ

troating challenge

چالش ترواتینگ

troating club

باشگاه ترواتینگ

troating session

جلسه ترواتینگ

جملات نمونه

he enjoys troating about the city on weekends.

او از قدم زدن در شهر در آخر هفته ها لذت می برد.

troating through the park is a great way to relax.

قدم زدن در پارک یک راه عالی برای آرامش است.

she was troating along the beach when she found the shell.

او در حالی که صدف را پیدا کرد، در امتداد ساحل قدم می زد.

they spent the afternoon troating in the old town.

آنها بعد از ظهر را در شهر قدیمی قدم زدند.

troating around the market, he tasted various foods.

در حالی که در بازار قدم می زد، طعم غذاهای مختلف را چشید.

after work, i love troating through the bookstore.

بعد از کار، من عاشق قدم زدن در کتابفروشی هستم.

troating with friends can lead to unexpected adventures.

قدم زدن با دوستان می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.

she enjoys troating in nature, away from the city noise.

او از قدم زدن در طبیعت، دور از صدای شهر لذت می برد.

troating around the art gallery inspired her creativity.

قدم زدن در اطراف گالری هنری الهام بخش خلاقیت او شد.

he often finds himself troating in his thoughts.

او اغلب خود را در حال فکر کردن قدم می زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید