| جمع | trobriands |
anthropologists have studied trobriand culture for decades.
antroپولوگران در دهه ها به مطالعه فرهنگ تروبریاند پرداخته اند.
the trobriand islands are located in the solomon sea.
جزایر تروبریاند در دریای سولومون قرار دارند.
trobriand people practice complex exchange rituals.
مردم تروبریاند ریتیوال های تعویض پیچیده ای را انجام می دهند.
traditional trobriand gardening relies on sustainable methods.
باغبانی سنتی تروبریاند بر روی روش های پایدار تکیه می کند.
trobriand chiefs hold significant political power.
سرپرستان تروبریاند دارای قدرت سیاسی قابل توجهی هستند.
trobriand society is organized through matrilineal kinship.
جامعه تروبریاند از طریق نسبت خانوادگی مادری سازماندهی شده است.
marcel mauss conducted pioneering research on trobriand economics.
مارسل موس تحقیقات پیشگامی در زمینه اقتصاد تروبریاند انجام داد.
trobriand ceremonies celebrate the yam harvest.
گرامای تروبریاند به مناسبت برداشت یکه گوشتی انجام می شود.
western anthropologists first visited the trobriand islands in the 19th century.
antroپولوگران غربی برای اولین بار در قرن نوزدهم به جزایر تروبریاند سفر کردند.
trobriand customs include elaborate funeral rites.
آداب و رسوم تروبریاند شامل مراسم دفن پیچیده ای است.
the trobriand people speak kilivila language.
مردم تروبریاند زبان کیلیویلا را صحبت می کنند.
trobriand villages feature circular house arrangements.
روستاهای تروبریاند دارای ساختمان های دایره ای هستند.
anthropologists have studied trobriand culture for decades.
antroپولوگران در دهه ها به مطالعه فرهنگ تروبریاند پرداخته اند.
the trobriand islands are located in the solomon sea.
جزایر تروبریاند در دریای سولومون قرار دارند.
trobriand people practice complex exchange rituals.
مردم تروبریاند ریتیوال های تعویض پیچیده ای را انجام می دهند.
traditional trobriand gardening relies on sustainable methods.
باغبانی سنتی تروبریاند بر روی روش های پایدار تکیه می کند.
trobriand chiefs hold significant political power.
سرپرستان تروبریاند دارای قدرت سیاسی قابل توجهی هستند.
trobriand society is organized through matrilineal kinship.
جامعه تروبریاند از طریق نسبت خانوادگی مادری سازماندهی شده است.
marcel mauss conducted pioneering research on trobriand economics.
مارسل موس تحقیقات پیشگامی در زمینه اقتصاد تروبریاند انجام داد.
trobriand ceremonies celebrate the yam harvest.
گرامای تروبریاند به مناسبت برداشت یکه گوشتی انجام می شود.
western anthropologists first visited the trobriand islands in the 19th century.
antroپولوگران غربی برای اولین بار در قرن نوزدهم به جزایر تروبریاند سفر کردند.
trobriand customs include elaborate funeral rites.
آداب و رسوم تروبریاند شامل مراسم دفن پیچیده ای است.
the trobriand people speak kilivila language.
مردم تروبریاند زبان کیلیویلا را صحبت می کنند.
trobriand villages feature circular house arrangements.
روستاهای تروبریاند دارای ساختمان های دایره ای هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید