trochanter

[ایالات متحده]/trəʊˈkæntə/
[بریتانیا]/troʊˈkæntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (آناتومیکی) یک برجستگی بر روی فمور برای اتصال عضله؛ (حشرات) یک مفصل در پا
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

greater trochanter

سوس بزرگ

lesser trochanter

سوس کوچک

trochanteric bursitis

برشیتس ترکانتری

trochanteric pain

درد ترکانتری

trochanteric region

منطقه ترکانتری

trochanteric fracture

شکستگی ترکانتری

trochanteric muscle

عضله ترکانتری

trochanteric area

ناحیه ترکانتری

trochanteric tendon

وتری ترکانتری

trochanteric insertion

اتصال ترکانتری

جملات نمونه

the trochanter is an important landmark in hip anatomy.

تروکانتر یک نقطه مرجع مهم در آناتومی لگن است.

injuries to the trochanter can cause significant pain.

آسیب به تروکانتر می‌تواند باعث درد قابل توجهی شود.

the surgeon carefully examined the trochanter during the procedure.

جراح در طول عمل جراحی به دقت تروکانتر را معاینه کرد.

physical therapy can help strengthen the muscles around the trochanter.

فیزیوتراپی می‌تواند به تقویت عضلات اطراف تروکانتر کمک کند.

trochanteric bursitis is a common condition among runners.

برسیت تروکانتریک یک بیماری شایع در بین دوندگان است.

understanding the trochanter's role is crucial for orthopedic studies.

درک نقش تروکانتر برای مطالعات ارتوپدی بسیار مهم است.

the greater trochanter serves as an attachment point for muscles.

تروکانتر بزرگ به عنوان نقطه اتصال برای عضلات عمل می‌کند.

patients with trochanteric pain often struggle with mobility.

بیماران مبتلا به درد تروکانتر اغلب در تحرک مشکل دارند.

imaging studies can reveal issues with the trochanter.

مطالعات تصویربرداری می‌توانند مشکلاتی را که با تروکانتر وجود دارد نشان دهند.

rehabilitation after a trochanter fracture requires careful planning.

توانبخشی پس از شکستگی تروکانتر نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید