| جمع | trollies |
shopping trolly
چرخ خرید
grocery trolly
چرخ خرید مواد غذایی
trolly handle
دسته ترولی
trolly service
خدمات ترولی
trolly park
پارک ترولی
trolly line
خط ترولی
trolly bus
اتوبوس ترولی
trolly ride
سوار شدن به ترولی
trolly load
بار ترولی
trolly wheels
چرخهای ترولی
the shopping trolly was full of groceries.
چرخ خرید پر از مواد غذایی بود.
she pushed the trolly down the aisle.
او چرخ خرید را در طول راهرو هل داد.
he loaded the trolly with heavy boxes.
او چرخ خرید را با جعبه های سنگین پر کرد.
the trolly got stuck in the mud.
چرخ خرید در گل گیر کرد.
can you bring the trolly to the car?
آیا می توانید چرخ خرید را به ماشین بیاورید؟
they rented a trolly for the event.
آنها برای این رویداد چرخ خرید اجاره کردند.
the trolly rolled away when she wasn't looking.
وقتی او نگاه نمی کرد، چرخ خرید دور شد.
we need to return the trolly to the store.
ما باید چرخ خرید را به مغازه برگردانیم.
the trolly has a flat tire and needs repair.
چرخ خرید پنچر است و نیاز به تعمیر دارد.
he forgot to take the trolly when he left.
او فراموش کرد وقتی رفت چرخ خرید را بردارد.
shopping trolly
چرخ خرید
grocery trolly
چرخ خرید مواد غذایی
trolly handle
دسته ترولی
trolly service
خدمات ترولی
trolly park
پارک ترولی
trolly line
خط ترولی
trolly bus
اتوبوس ترولی
trolly ride
سوار شدن به ترولی
trolly load
بار ترولی
trolly wheels
چرخهای ترولی
the shopping trolly was full of groceries.
چرخ خرید پر از مواد غذایی بود.
she pushed the trolly down the aisle.
او چرخ خرید را در طول راهرو هل داد.
he loaded the trolly with heavy boxes.
او چرخ خرید را با جعبه های سنگین پر کرد.
the trolly got stuck in the mud.
چرخ خرید در گل گیر کرد.
can you bring the trolly to the car?
آیا می توانید چرخ خرید را به ماشین بیاورید؟
they rented a trolly for the event.
آنها برای این رویداد چرخ خرید اجاره کردند.
the trolly rolled away when she wasn't looking.
وقتی او نگاه نمی کرد، چرخ خرید دور شد.
we need to return the trolly to the store.
ما باید چرخ خرید را به مغازه برگردانیم.
the trolly has a flat tire and needs repair.
چرخ خرید پنچر است و نیاز به تعمیر دارد.
he forgot to take the trolly when he left.
او فراموش کرد وقتی رفت چرخ خرید را بردارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید