trolly

[ایالات متحده]/ˈtrɒli/
[بریتانیا]/ˈtrɑːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کالسکه دستی یا واگن بار; یک تریلر دستی
vt. حمل و نقل با استفاده از یک تریلر دستی
vi. سوار شدن یا حمل و نقل با استفاده از یک تریلر دستی
Word Forms
جمعtrollies

عبارات و ترکیب‌ها

shopping trolly

چرخ خرید

grocery trolly

چرخ خرید مواد غذایی

trolly handle

دسته ترولی

trolly service

خدمات ترولی

trolly park

پارک ترولی

trolly line

خط ترولی

trolly bus

اتوبوس ترولی

trolly ride

سوار شدن به ترولی

trolly load

بار ترولی

trolly wheels

چرخ‌های ترولی

جملات نمونه

the shopping trolly was full of groceries.

چرخ خرید پر از مواد غذایی بود.

she pushed the trolly down the aisle.

او چرخ خرید را در طول راهرو هل داد.

he loaded the trolly with heavy boxes.

او چرخ خرید را با جعبه های سنگین پر کرد.

the trolly got stuck in the mud.

چرخ خرید در گل گیر کرد.

can you bring the trolly to the car?

آیا می توانید چرخ خرید را به ماشین بیاورید؟

they rented a trolly for the event.

آنها برای این رویداد چرخ خرید اجاره کردند.

the trolly rolled away when she wasn't looking.

وقتی او نگاه نمی کرد، چرخ خرید دور شد.

we need to return the trolly to the store.

ما باید چرخ خرید را به مغازه برگردانیم.

the trolly has a flat tire and needs repair.

چرخ خرید پنچر است و نیاز به تعمیر دارد.

he forgot to take the trolly when he left.

او فراموش کرد وقتی رفت چرخ خرید را بردارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید