trumped up
دستکاری شده
trumped by
به دست...
trumped all
همه را پشت سر گذاشت
trumped expectations
انتظارات را پشت سر گذاشت
trumped choices
انتخابها را پشت سر گذاشت
trumped arguments
استدلالها را بیاثر کرد
trumped decisions
تصمیمات را بیاثر کرد
trumped facts
حقایق را بیاثر کرد
trumped interests
منافع را بیاثر کرد
trumped strategies
استراتژیها را بیاثر کرد
her excitement trumped any feelings of fear.
اشتیاق او بر هرگونه احساس ترس غلبه کرد.
the team's enthusiasm trumped their lack of experience.
اشتیاق تیم بر کمبود تجربه آنها غلبه کرد.
his confidence trumped the doubts of his colleagues.
اعتماد به نفس او بر تردیدهای همکارانش غلبه کرد.
her kindness trumped all the negativity around her.
مهربانی او بر تمام منفیگراییهای اطرافش غلبه کرد.
the joy of the event trumped the bad weather.
شادی رویداد بر هوای نامساعد غلبه کرد.
his determination trumped the obstacles in his way.
عزم راسخ او بر موانع سر راهش غلبه کرد.
the importance of the task trumped their personal issues.
اهمیت این کار بر مشکلات شخصی آنها غلبه کرد.
her talent trumped the competition.
استعداد او بر رقابت غلبه کرد.
the benefits of the plan trumped the risks involved.
مزایای این طرح بر خطرات احتمالی غلبه کرد.
the love they shared trumped all their disagreements.
عشق آنها بر همه اختلافاتشان غلبه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید