tty number
شماره tty
tty device
دستگاه tty
using tty
استفاده از tty
tty user
کاربر tty
tty call
تماس tty
tty mode
حالت tty
tty settings
تنظیمات tty
tty line
خط tty
tty service
سرویس tty
tty terminal
ترمینال tty
i checked the tty settings to ensure proper terminal output.
من تنظیمات TTY را بررسی کردم تا از خروجی ترمینال مناسب اطمینان حاصل کنم.
the serial port was configured to use tty0.
پورت سریال برای استفاده از TTY0 پیکربندی شده بود.
i need to access the tty to troubleshoot the network connection.
من نیاز دارم به TTY دسترسی داشته باشم تا اتصال شبکه را عیب یابی کنم.
the system logged errors to the tty device.
سیستم خطاهای را در دستگاه TTY ثبت کرد.
i'm redirecting standard output to the tty.
من خروجی استاندارد را به TTY هدایت می کنم.
the tty driver handles serial communication.
درایور TTY ارتباط سریال را مدیریت می کند.
i'm using a virtual tty to run a background process.
من از یک TTY مجازی برای اجرای یک فرآیند پس زمینه استفاده می کنم.
the tty console provides a text-based interface.
کنسول TTY یک رابط مبتنی بر متن ارائه می دهد.
i'm setting the baud rate for the tty connection.
من نرخ Baud را برای اتصال TTY تنظیم می کنم.
the tty is a common interface for serial terminals.
TTY یک رابط رایج برای ترمینال های سریال است.
i'm using screen to access a remote tty.
من از screen برای دسترسی به یک TTY از راه دور استفاده می کنم.
tty number
شماره tty
tty device
دستگاه tty
using tty
استفاده از tty
tty user
کاربر tty
tty call
تماس tty
tty mode
حالت tty
tty settings
تنظیمات tty
tty line
خط tty
tty service
سرویس tty
tty terminal
ترمینال tty
i checked the tty settings to ensure proper terminal output.
من تنظیمات TTY را بررسی کردم تا از خروجی ترمینال مناسب اطمینان حاصل کنم.
the serial port was configured to use tty0.
پورت سریال برای استفاده از TTY0 پیکربندی شده بود.
i need to access the tty to troubleshoot the network connection.
من نیاز دارم به TTY دسترسی داشته باشم تا اتصال شبکه را عیب یابی کنم.
the system logged errors to the tty device.
سیستم خطاهای را در دستگاه TTY ثبت کرد.
i'm redirecting standard output to the tty.
من خروجی استاندارد را به TTY هدایت می کنم.
the tty driver handles serial communication.
درایور TTY ارتباط سریال را مدیریت می کند.
i'm using a virtual tty to run a background process.
من از یک TTY مجازی برای اجرای یک فرآیند پس زمینه استفاده می کنم.
the tty console provides a text-based interface.
کنسول TTY یک رابط مبتنی بر متن ارائه می دهد.
i'm setting the baud rate for the tty connection.
من نرخ Baud را برای اتصال TTY تنظیم می کنم.
the tty is a common interface for serial terminals.
TTY یک رابط رایج برای ترمینال های سریال است.
i'm using screen to access a remote tty.
من از screen برای دسترسی به یک TTY از راه دور استفاده می کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید