tty

[ایالات متحده]/ˈtiːtiːwaɪ/
[بریتانیا]/ˈtiːtiːwaɪ/

ترجمه

n. فایل دستگاه انتهایی متصل به ورودی استاندارد فعلی

عبارات و ترکیب‌ها

tty number

شماره tty

tty device

دستگاه tty

using tty

استفاده از tty

tty user

کاربر tty

tty call

تماس tty

tty mode

حالت tty

tty settings

تنظیمات tty

tty line

خط tty

tty service

سرویس tty

tty terminal

ترمینال tty

جملات نمونه

i checked the tty settings to ensure proper terminal output.

من تنظیمات TTY را بررسی کردم تا از خروجی ترمینال مناسب اطمینان حاصل کنم.

the serial port was configured to use tty0.

پورت سریال برای استفاده از TTY0 پیکربندی شده بود.

i need to access the tty to troubleshoot the network connection.

من نیاز دارم به TTY دسترسی داشته باشم تا اتصال شبکه را عیب یابی کنم.

the system logged errors to the tty device.

سیستم خطاهای را در دستگاه TTY ثبت کرد.

i'm redirecting standard output to the tty.

من خروجی استاندارد را به TTY هدایت می کنم.

the tty driver handles serial communication.

درایور TTY ارتباط سریال را مدیریت می کند.

i'm using a virtual tty to run a background process.

من از یک TTY مجازی برای اجرای یک فرآیند پس زمینه استفاده می کنم.

the tty console provides a text-based interface.

کنسول TTY یک رابط مبتنی بر متن ارائه می دهد.

i'm setting the baud rate for the tty connection.

من نرخ Baud را برای اتصال TTY تنظیم می کنم.

the tty is a common interface for serial terminals.

TTY یک رابط رایج برای ترمینال های سریال است.

i'm using screen to access a remote tty.

من از screen برای دسترسی به یک TTY از راه دور استفاده می کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید