tubulate

[ایالات متحده]/ˈtjuːbjʊleɪt/
[بریتانیا]/ˈtuːbjʊleɪt/

ترجمه

adj. دارای شکل لوله
vt. به شکل لوله درآوردن؛ تجهیز کردن با لوله

عبارات و ترکیب‌ها

tubulate structure

ساختار لوله‌ای

tubulate cells

سلول‌های لوله‌ای

tubulate form

شکل لوله‌ای

tubulate network

شبکه لوله‌ای

tubulate design

طراحی لوله‌ای

tubulate morphology

مورفولوژی لوله‌ای

tubulate pattern

الگوی لوله‌ای

tubulate vessel

رگ لوله‌ای

tubulate feature

ویژگی لوله‌ای

tubulate arrangement

چیدمان لوله‌ای

جملات نمونه

the scientists decided to tubulate the samples for better analysis.

دانشمندان تصمیم گرفتند نمونه‌ها را برای تجزیه و تحلیل بهتر، لوله ای کنند.

we need to tubulate the material to ensure consistent flow.

ما نیاز داریم ماده را لوله ای کنیم تا جریان یکنواخت را تضمین کنیم.

they used a special technique to tubulate the cells in the experiment.

آنها از یک تکنیک خاص برای لوله کردن سلول ها در آزمایش استفاده کردند.

to improve efficiency, we should tubulate the process.

برای بهبود کارایی، باید فرآیند را لوله ای کنیم.

the engineer designed a system to tubulate the waste materials.

مهندس یک سیستم برای لوله کردن مواد زائد طراحی کرد.

it's essential to tubulate the data correctly for accurate results.

لوله کردن داده ها به درستی برای نتایج دقیق ضروری است.

they plan to tubulate the new product for easier distribution.

آنها قصد دارند محصول جدید را برای توزیع آسان تر لوله ای کنند.

the researchers tubulated the chemicals to prevent contamination.

محققان مواد شیمیایی را برای جلوگیری از آلودگی لوله ای کردند.

to maintain quality, it’s important to tubulate the ingredients properly.

برای حفظ کیفیت، لوله کردن مواد تشکیل دهنده به درستی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید