tucks

[ایالات متحده]/tʌks/
[بریتانیا]/tʌks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را در یک فضای کوچک فشار دادن; تا کردن به سمت جلو یا عقب; پوشاندن یا پنهان کردن; رول کردن
n. چین یا لایه در پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

tucks in

خواب را به سر ببرد

tucks away

دور می‌کند

tucks under

زیر می‌کشد

tucks up

بالا می‌کشد

tucks around

اطراف می‌پیچد

tucks down

به پایین می‌برد

tucks over

روی آن می‌اندازد

tucks back

به عقب می‌برد

tucks neatly

به طور مرتب می‌پیچد

جملات نمونه

she tucks her hair behind her ear.

او موهایش را پشت گوشش می‌اندازد.

he tucks in his shirt before the meeting.

او قبل از جلسه پیراهنش را داخل می‌دهد.

the child tucks his teddy bear under the blanket.

کودک خرس عروسکی خود را زیر پتو می‌اندازد.

she tucks a note into his pocket.

او یک یادداشت را در جیب او می‌اندازد.

he tucks the blanket around his legs.

او پتو را دور پاهایش می‌اندازد.

she tucks her feet under her while sitting.

او پاهايش را در حين نشستن زير خود جمع می‌کند.

he tucks the map into his backpack.

او نقشه را در کوله‌پشتی خود می‌اندازد.

she tucks her phone away in her purse.

او تلفن همراه خود را در کیفش می‌اندازد.

he tucks his sunglasses on his head.

او عینک آفتابی خود را روی سرش می‌اندازد.

she tucks the recipe into her cookbook.

او دستور غذا را در کتاب آشپزی خود می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید