| جمع | tuffets |
little tuffet
توفت کوچک
on a tuffet
روی یک توفت
my tuffet
توفت من
tuffet time
زمان توفت
tuffet tales
داستانهای توفت
tuffet dreams
رویاهای توفت
cozy tuffet
توفت دنج
tuffet fun
سرگرمی توفت
tuffet adventures
ماجراهای توفت
tuffet moments
لحظات توفت
she sat on her tuffet, enjoying the sunny day.
او روی صندلی خود نشست و از روز آفتابی لذت برد.
he placed a basket of flowers on the tuffet.
او یک سبد گل روی صندلی گذاشت.
the children gathered around the tuffet for storytime.
کودکان برای وقت داستان دور صندلی جمع شدند.
she loves to read while sitting on her tuffet.
او عاشق خواندن در حالی که روی صندلی خود نشسته است.
they built a cozy tuffet in the garden.
آنها یک صندلی دنج در باغ ساختند.
his tuffet was the perfect spot for afternoon tea.
صندلی او مکان مناسبی برای بعد از ظهر چای بود.
she decorated her tuffet with colorful cushions.
او صندلی خود را با بالش های رنگارنگ تزئین کرد.
he often daydreams while sitting on his tuffet.
او اغلب در حالی که روی صندلی خود نشسته است، غرق در خیال می شود.
the tuffet became a gathering place for friends.
صندلی به مکانی برای جمع شدن دوستان تبدیل شد.
she felt at peace on her tuffet in the backyard.
او روی صندلی خود در حیاط پشتی آرامش احساس کرد.
little tuffet
توفت کوچک
on a tuffet
روی یک توفت
my tuffet
توفت من
tuffet time
زمان توفت
tuffet tales
داستانهای توفت
tuffet dreams
رویاهای توفت
cozy tuffet
توفت دنج
tuffet fun
سرگرمی توفت
tuffet adventures
ماجراهای توفت
tuffet moments
لحظات توفت
she sat on her tuffet, enjoying the sunny day.
او روی صندلی خود نشست و از روز آفتابی لذت برد.
he placed a basket of flowers on the tuffet.
او یک سبد گل روی صندلی گذاشت.
the children gathered around the tuffet for storytime.
کودکان برای وقت داستان دور صندلی جمع شدند.
she loves to read while sitting on her tuffet.
او عاشق خواندن در حالی که روی صندلی خود نشسته است.
they built a cozy tuffet in the garden.
آنها یک صندلی دنج در باغ ساختند.
his tuffet was the perfect spot for afternoon tea.
صندلی او مکان مناسبی برای بعد از ظهر چای بود.
she decorated her tuffet with colorful cushions.
او صندلی خود را با بالش های رنگارنگ تزئین کرد.
he often daydreams while sitting on his tuffet.
او اغلب در حالی که روی صندلی خود نشسته است، غرق در خیال می شود.
the tuffet became a gathering place for friends.
صندلی به مکانی برای جمع شدن دوستان تبدیل شد.
she felt at peace on her tuffet in the backyard.
او روی صندلی خود در حیاط پشتی آرامش احساس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید