tumefaction

[ایالات متحده]/ˌtjuːməˈfækʃən/
[بریتانیا]/ˌtuːməˈfækʃən/

ترجمه

n. تورم یا بزرگ شدن; وضعیت متورم بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

local tumefaction

تورم موضعی

tumefaction process

فرآیند تورم

tumefaction symptoms

علائم تورم

acute tumefaction

تورم حاد

tumefaction treatment

درمان تورم

tumefaction assessment

ارزیابی تورم

tumefaction causes

علت های تورم

tumefaction management

مدیریت تورم

tumefaction diagnosis

تشخیص تورم

tumefaction evaluation

ارزیابی تورم

جملات نمونه

the doctor noted the tumefaction in the patient's leg.

پزشک ورم در پای بیمار را یادداشت کرد.

after the injury, tumefaction appeared around the ankle.

پس از آسیب، ورم در اطراف مچ پا ظاهر شد.

the tumefaction was a sign of inflammation.

ورم نشانه ای از التهاب بود.

he experienced tumefaction after the allergic reaction.

او پس از واکنش آلرژیک دچار ورم شد.

the vet examined the tumefaction on the dog's paw.

دامپزشک ورم روی پنجه سگ را معاینه کرد.

she was concerned about the tumefaction on her face.

او نگران ورم روی صورتش بود.

tumefaction can be treated with ice and elevation.

می توان با استفاده از یخ و بالا نگه داشتن، ورم را درمان کرد.

persistent tumefaction might require medical attention.

ورم مداوم ممکن است نیاز به مراقبت های پزشکی داشته باشد.

the athlete suffered from tumefaction after the match.

ورزشکار پس از مسابقه دچار ورم شد.

they monitored the tumefaction for any changes.

آنها ورم را برای هر گونه تغییراتی زیر نظر داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید