tumescence

[ایالات متحده]/tjuːˈmɛsəns/
[بریتانیا]/tuːˈmɛsəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت متورم یا پر شده؛ ناحیه‌ای از تورم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sexual tumescence

تومنسنت جنسی

tumescence response

پاسخ تومنسنت

penile tumescence

تومنسنت آلی

tumescence phase

فاز تومنسنت

tumescence measurement

اندازه گیری تومنسنت

tumescence control

کنترل تومنسنت

tumescence levels

سطوح تومنسنت

tumescence duration

مدت زمان تومنسنت

tumescence assessment

ارزیابی تومنسنت

tumescence triggers

فعال کننده های تومنسنت

جملات نمونه

his tumescence was a clear indication of his excitement.

تورم او نشان واضحی از هیجان او بود.

the doctor explained the process of tumescence during the consultation.

پزشک فرآیند تورم را در طول مشاوره توضیح داد.

she noticed the tumescence in his expression as they talked.

او تورم را در چهره او هنگام صحبت کردن متوجه شد.

tumescence can occur in various physiological contexts.

تورم می‌تواند در زمینه‌های فیزیولوژیکی مختلف رخ دهد.

understanding tumescence is important in sexual health education.

درک تورم در آموزش بهداشت جنسی مهم است.

the phenomenon of tumescence is often misunderstood.

پدیده تورم اغلب به درستی درک نمی‌شود.

he felt a rush of tumescence when she smiled at him.

وقتی او به او لبخند زد، او یک موج تورم احساس کرد.

tumescence can be influenced by emotional and physical factors.

تورم می‌تواند تحت تأثیر عوامل عاطفی و جسمی قرار گیرد.

researchers study tumescence to better understand human sexuality.

محققان تورم را برای درک بهتر از سلامت جنسی انسان مطالعه می‌کنند.

the concept of tumescence is essential in anatomy discussions.

مفهوم تورم در بحث‌های آناتومی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید