tunnelling

[ایالات متحده]/'tʌnəliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حفاری یا ساخت تونل.

عبارات و ترکیب‌ها

tunnelling machine

ماشین حفر تونل

tunnelling construction

ساخت و ساز تونل

underground tunnel excavation

حفر تونل زیرزمینی

tunnel boring

حفاری تونل

subway tunneling project

پروژه حفر تونل مترو

tunnel reinforcement

تقویت تونل

deep tunnel excavation

حفر تونل عمیق

جملات نمونه

preliminary contracts were let and tunnelling work started.

قراردادهای مقدماتی صادر شد و کار حفاری آغاز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید