tureen

[ایالات متحده]/tjʊ'riːn/
[بریتانیا]/tju'rin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاسه بزرگ برای سرو سوپ یا غذا
Word Forms
جمعtureens

عبارات و ترکیب‌ها

soup tureen

ظرف سوپ

جملات نمونه

he upset a tureen of soup.

او یک کاسه سوپ را واژگون کرد.

The chef served the soup in a large tureen.

سرآشپز سوپ را در یک کاسه بزرگ سرو کرد.

The elegant tureen was passed around the table during the dinner party.

کاسه سوپ زیبا در طول مهمانی شام دور میز رد و بدل شد.

She ladled the stew from the tureen into bowls for the guests.

او سوپ را از کاسه سوپ در کاسه‌ها برای مهمانان ریخت.

The antique tureen was a valuable addition to the collection.

کاسه سوپ قدیمی یک مکمل ارزشمند برای مجموعه بود.

The tureen was filled with delicious homemade soup.

کاسه سوپ با سوپ خانگی خوشمزه پر شده بود.

The tureen was made of delicate porcelain.

کاسه سوپ از چینی ظریف ساخته شده بود.

The hostess placed the tureen of soup in the center of the table.

بانوی خانہ سوپ را در مرکز میز قرار داد.

The tureen was passed down through generations in the family.

کاسه سوپ در طول نسل‌ها در خانواده منتقل شد.

The silver tureen gleamed under the candlelight.

کاسه سوپ نقره‌ای زیر نور شمع می‌درخشید.

The tureen was used to serve hot dishes at the banquet.

از کاسه سوپ برای سرو غذاهای گرم در ضیافت استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید