turnpiked road
جاده هموار شده
turnpiked area
منطقه هموار شده
turnpiked route
مسیر هموار شده
turnpiked highway
اتوبان هموار شده
turnpiked toll
عوارض هموار شده
turnpiked section
بخش هموار شده
turnpiked lane
خط هموار شده
turnpiked access
دسترسی هموار شده
turnpiked entrance
ورودی هموار شده
turnpiked exit
خروجی هموار شده
the road was turnpiked to improve traffic flow.
جاده برای بهبود جریان ترافیک، تبدیل به بزرگراه شد.
they turnpiked the highway to reduce congestion.
آنها بزرگراه را برای کاهش تراکم، تبدیل به جاده با عوارض کردند.
we turnpiked the route for a faster journey.
ما مسیر را برای یک سفر سریعتر، تبدیل به جاده با عوارض کردیم.
the city has recently turnpiked several main roads.
شهر اخیراً چندین جاده اصلی را تبدیل به جاده با عوارض کرده است.
travelers often prefer turnpiked routes for efficiency.
سفرکنندگان اغلب به دلیل کارایی، مسیرهای جاده با عوارض را ترجیح میدهند.
after the road was turnpiked, travel times decreased.
پس از تبدیل شدن جاده به جاده با عوارض، زمان سفر کاهش یافت.
they decided to turnpike the scenic route for better maintenance.
آنها تصمیم گرفتند مسیر دیدنی را برای نگهداری بهتر، تبدیل به جاده با عوارض کنند.
many drivers avoid turnpiked roads due to the fees.
رانندگان زیادی به دلیل هزینه ها از جاده های با عوارض اجتناب می کنند.
the government plans to turnpike more roads next year.
دولت قصد دارد سال آینده جاده های بیشتری را تبدیل به جاده با عوارض کند.
turnpiked highways often have better services along the way.
بزرگراه های با عوارض اغلب خدمات بهتری در طول مسیر دارند.
turnpiked road
جاده هموار شده
turnpiked area
منطقه هموار شده
turnpiked route
مسیر هموار شده
turnpiked highway
اتوبان هموار شده
turnpiked toll
عوارض هموار شده
turnpiked section
بخش هموار شده
turnpiked lane
خط هموار شده
turnpiked access
دسترسی هموار شده
turnpiked entrance
ورودی هموار شده
turnpiked exit
خروجی هموار شده
the road was turnpiked to improve traffic flow.
جاده برای بهبود جریان ترافیک، تبدیل به بزرگراه شد.
they turnpiked the highway to reduce congestion.
آنها بزرگراه را برای کاهش تراکم، تبدیل به جاده با عوارض کردند.
we turnpiked the route for a faster journey.
ما مسیر را برای یک سفر سریعتر، تبدیل به جاده با عوارض کردیم.
the city has recently turnpiked several main roads.
شهر اخیراً چندین جاده اصلی را تبدیل به جاده با عوارض کرده است.
travelers often prefer turnpiked routes for efficiency.
سفرکنندگان اغلب به دلیل کارایی، مسیرهای جاده با عوارض را ترجیح میدهند.
after the road was turnpiked, travel times decreased.
پس از تبدیل شدن جاده به جاده با عوارض، زمان سفر کاهش یافت.
they decided to turnpike the scenic route for better maintenance.
آنها تصمیم گرفتند مسیر دیدنی را برای نگهداری بهتر، تبدیل به جاده با عوارض کنند.
many drivers avoid turnpiked roads due to the fees.
رانندگان زیادی به دلیل هزینه ها از جاده های با عوارض اجتناب می کنند.
the government plans to turnpike more roads next year.
دولت قصد دارد سال آینده جاده های بیشتری را تبدیل به جاده با عوارض کند.
turnpiked highways often have better services along the way.
بزرگراه های با عوارض اغلب خدمات بهتری در طول مسیر دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید