rugged

[ایالات متحده]/ˈrʌɡɪd/
[بریتانیا]/ˈrʌɡɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خشن; محکم; ناهموار; صاف نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

rugged terrain

منطقه ناهموار

rugged landscape

مناظر طبیعی ناهموار

rugged mountains

کوه های ناهموار

rugged coastline

خط ساحلی ناهموار

rugged individualism

فردگرایی خشن

جملات نمونه

a rugged, rocky trail;

یک مسیر ناهموار و سنگلاخی;

the rugged face of the old sailor.

چهره خشن و پیر دریانورد

a coast path along the top of rugged cliffs.

مسیر ساحلی در بالای صخره‌های خشن

the moors are very rugged in places.

تپه‌ها در برخی مکان‌ها بسیار ناهموار هستند.

he was known for his rugged good looks.

او به خاطر چهره‌ی جذاب و خشنش معروف بود.

the rugged weather of the North Atlantic.

آب و هوای خشن اقیانوس شمال اطلس

the rugged conditions of barracks life.

شرایط سخت زندگی در казарма.

rugged manners and ribald wit.

رفتار خشن و شوخ طبعی بی ادبانه.

boots designed for rugged terrain.

کفش‌هایی که برای مناطق خشن طراحی شده‌اند.

They sailed along the rugged coastline.

آنها در امتداد خط ساحلی ناهموار حرکت کردند.

The Rocky Mountains have rugged mountains and roads.

کوه‌های راکی دارای کوه‌ها و جاده‌های خشن هستند.

the hotel has wonderful views of the rugged coastline.

هتل دارای منظره‌ای فوق العاده از خط ساحلی خشن است.

a week of rugged, demanding adventure at an outdoor training centre.

یک هفته ماجراجویی سخت و طاقت‌فرسا در یک مرکز آموزشی فضای باز.

a rugged trapper who spent months in the wilderness.

یک داماد خشن که ماه‌ها را در طبیعت وحشی گذراند.

(3) Uncia uncia prefer to inhabit in the rugged habitats with moderate shrubberies, and they also like to leave signs in valley bottoms rather than hillsides.

(3) Uncia uncia ترجیح می دهد در زیستگاه های ناهموار با بوته های متوسط ​​ساکن شود و همچنین دوست دارند علائم را در کف دره ها به جای دامنه ها به جا بگذارند.

نمونه‌های واقعی

Farmers are inured to this rugged road.

کشاورزان به این جاده ناهموار عادت کرده اند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Its even way is like a rugged track.

حتی مسیر صاف آن مانند یک مسیر ناهموار است.

منبع: Tao Te Ching

These rugged limestone hills in a rift valley.

این تپه های آهکی ناهموار در یک دره گسل.

منبع: CNN 10 Student English May 2021 Collection

On Thursday, we flew over the rugged, mountainous terrain east of Kathmandu.

در پنجشنبه، ما بر فراز زمین ناهموار و کوهستانی در شرق کاتماندو پرواز کردیم.

منبع: CNN Selected May 2015 Collection

The valley looks totally different than our rugged coastline.

دره کاملاً با خط ساحلی ناهموار ما متفاوت به نظر می رسد.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

" Behind that classic appearance, it's rugged and powerful."

"پشت آن ظاهر کلاسیک، خشن و قدرتمند است."

منبع: Vox opinion

Pretty nice. Kind of a rugged, no-frills life form.

خیلی خوب. نوعی زندگی خشن و بدون تجمل.

منبع: Crash Course Anatomy and Physiology

The terrain in Banff is known for being rugged and quite challenging.

زمین در بانف به خاطر خشن و چالش برانگیز بودن مشهور است.

منبع: CNN 10 Student English February 2021 Compilation

It's a very remote, very wild and rugged coastline.

این یک خط ساحلی بسیار دورافتاده، بسیار وحشی و خشن است.

منبع: CNN 10 Student English December 2022 Collection

Here in north Georgia was a rugged section held by a hardy people.

در اینجا در شمال جورجیا، یک بخش ناهموار توسط مردم سخت کوش وجود داشت.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید