tursiop

[ایالات متحده]/ˈtɜːsiɒp/
[بریتانیا]/ˈtɜːrsiɑːp/

ترجمه

n. خانه غذا؛ رستوران خودپرکنی
شکل‌های واژه
جمعtursiops

عبارات و ترکیب‌ها

swimming with tursiops

دوزخوری با تورسیوپس

tursiops habitat

زیستگاه تورسیوپس

the tursiops jumped

تورسیوپس پرید

watching tursiops

نگاه کردن به تورسیوپس

tursiops playing

تورسیوپس‌هایی که بازی می‌کنند

a tursiops mother

مادر تورسیوپس

tursiops in the wild

تورسیوپس در طبیعت

feeding tursiops

تغذیه تورسیوپس

tursiops are intelligent

تورسیوپس‌ها هوشمند هستند

the tursiops swam

تورسیوپس‌ها نمایش دادند

جملات نمونه

the tursiop leaped gracefully from branch to branch in the moonlit forest.

تُرسيوپ به‌طور زیبایی از شاخه‌به‌شاخه در جنگل روشن‌شده با ماه‌گذاری پرید.

researchers discovered a rare species of tursiop living in the remote mountains.

پژوهشگران یک گونه نادر از تُرسيوپ را که در کوه‌های دورافتاده زندگی می‌کرد، کشف کردند.

the tursiop's distinctive markings made it easy to identify among other creatures.

نگاره‌های متمایز تُرسيوپ آن را از دیگر موجودات به‌راحتی قابل تشخیص می‌کرد.

local legends speak of a wise old tursiop that could predict the weather.

داستان‌های محلی درباره‌ی یک تُرسيوپ باهوش و قدیمی که می‌توانست آب و هوا را پیش‌بینی کند، می‌گویند.

conservationists are working hard to protect the endangered tursiop population.

حفاظت‌گران با تلاش زیادی برای حفظ جمعیت تُرسيوپ‌های در معرض خطر کار می‌کنند.

the tursiop communicated through a series of melodic clicks and whistles.

تُرسيوپ از طریق یک سری کلیک‌های موزیکال و فیروزه‌هایی ارتباط برقرار می‌کرد.

a baby tursiop clung to its mother's back as they traversed the canopy.

یک جوجه تُرسيوپ به پشت مادرش چسبیده بودند در حالی که آن‌ها در زیر پوشش درختان حرکت می‌کردند.

the ancient carvings depicted tursiop figures alongside human hunters.

نگاره‌های باستانی افراد تُرسيوپ را کنار شکارچیان انسانی نشان می‌داد.

scientists studied the tursiop's unique vocal patterns for years.

دانشمندان به‌طور چند ساله الگوهای صوتی منحصر به فرد تُرسيوپ را مطالعه کردند.

the tursiop adapted remarkably well to the changing environment.

تُرسيوپ به‌طور عالی به محیط در حال تغییر سازگار شد.

wildlife photographers waited for hours to capture a glimpse of the elusive tursiop.

عکاسان حیات وحش به‌طور چند ساعته منتظر می‌مانند تا یک نگاهی از تُرسيوپ نادر بگیرند.

the tursiop played a crucial role in the forest's delicate ecosystem.

تُرسيوپ نقش حیاتی در سیستم اکولوژیکی نرم جنگل داشت.

native tribes considered the tursiop a sacred messenger between worlds.

قبائل محلی تُرسيوپ را یک پیامبر مقدس بین دو جهان می‌دانستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید