tussock

[ایالات متحده]/'tʌsək/
[بریتانیا]/ˈtʌsək/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌ای متراکم از علف یا گیاهان Pronunciation: /ˈtʌsək/
Word Forms
جمعtussocks

جملات نمونه

The sheep grazed on the tussock-covered hillside.

گوسفندان در دامنه تپه‌های پوشیده از خزه چرا می‌کردند.

The hiker rested on a tussock while enjoying the view.

گردشگر در حالی که از منظره لذت می‌برد، روی یک توسک نشست.

Tussocks provide shelter for small animals in the grasslands.

توسک‌ها پناهگاه حیوانات کوچک در مراتع را فراهم می‌کنند.

The tussocks swayed gently in the breeze.

توسک‌ها به آرامی در نسیم تاب می‌خوردند.

The tussocks added texture to the landscape.

توسک‌ها بافت خاصی به منظره می‌بخشیدند.

The tussocks rustled as the rabbits hopped through them.

توسک‌ها در حالی که خرگوش‌ها از میان آن‌ها عبور می‌کردند، خش‌خش می‌کردند.

The tussocks provided nesting material for the birds.

توسک‌ها مواد لازم برای لانه‌سازی پرندگان را فراهم می‌کردند.

The tussocks made it difficult to walk through the marshy area.

توسک‌ها عبور از منطقه باتلاقی را دشوار می‌کردند.

The tussocks were a vibrant green after the rain.

توسک‌ها پس از باران سبز زنده و سرزنده بودند.

The tussocks were a favorite hiding spot for the playful foxes.

توسک‌ها یک مکان پنهان مورد علاقه روباه‌های بازیگوش بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید