twenty-ones

[ایالات متحده]/ˌtwenti ˈwʌn/
[بریتانیا]/ˌtwenti ˈwʌn/

ترجمه

n. یکی از گروهی که از بیست و یک نفر تشکیل شده است
num. عدد 21

عبارات و ترکیب‌ها

twenty-one years old

بیست و یک سال

at twenty-one

در سن بیست و یک سالگی

twenty-one pilots

بیست و یک خلبان

turn twenty-one

بیست و یک ساله شدن

twenty-one dollars

بیست و یک دلار

twenty-one and over

بیست و یک سال به بالا

was twenty-one

بیست و یک ساله بود

age twenty-one

سن بیست و یک سالگی

twenty-one games

بیست و یک بازی

twenty-one days

بیست و یک روز

جملات نمونه

the basketball team scored twenty-one points in the first quarter.

تیم بسکتبال در ربع اول بیست و یک امتیاز کسب کرد.

she turned twenty-one years old last tuesday.

او سال گذشته روز سه‌شنبه بیست و یک ساله شد.

we need twenty-one volunteers for the event.

ما به بیست و یک داوطلب برای این رویداد نیاز داریم.

the number twenty-one is a prime number.

عدد بیست و یک یک عدد اول است.

he bought twenty-one apples at the farmer's market.

او بیست و یک سیب از بازار کشاورزی خرید.

the survey included twenty-one participants.

در این نظرسنجی بیست و یک شرکت‌کننده حضور داشتند.

the house has twenty-one rooms and bathrooms.

این خانه بیست و یک اتاق و حمام دارد.

they ordered twenty-one pizzas for the party.

آنها برای مهمانی بیست و یک پیצה سفارش دادند.

the project requires twenty-one different skills.

این پروژه به بیست و یک مهارت مختلف نیاز دارد.

the bus carried twenty-one passengers.

اتوبوس بیست و یک مسافر را جابجا کرد.

the recipe calls for twenty-one ounces of flour.

دستور العمل به بیست و یک اونس آرد نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید