twenty-two years
بیست و دو سال
twenty-two dollars
بیست و دو دلار
at twenty-two
در بیست و دو
twenty-two o'clock
ساعت بیست و دو
twenty-two degrees
بیست و دو درجه
twenty-two months
بیست و دو ماه
twenty-two pages
بیست و دو صفحه
twenty-two people
بیست و دو نفر
twenty-two hours
بیست و دو ساعت
twenty-two minutes
بیست و دو دقیقه
she turned twenty-two last month and celebrated with her friends.
او ماه گذشته بیست و دو ساله شد و با دوستانش جشن گرفت.
the apartment cost twenty-two thousand dollars, a reasonable price.
آپارتمان بیست و دو هزار دلار قیمت داشت، قیمتی مناسب.
he scored twenty-two points in the basketball game, a personal best.
او در بازی بسکتبال بیست و دو امتیاز کسب کرد، بهترین نتیجه شخصی.
there were twenty-two students in the class, a small number.
بیست و دو دانش آموز در کلاس حضور داشتند، تعداد کمی.
the recipe calls for twenty-two ounces of flour, precisely measured.
دستور غذا به طور دقیق به اندازه بیست و دو اونس آرد نیاز دارد.
my lucky number is twenty-two; it brings me good fortune.
عدد شانس من بیست و دو است؛ خوش شانسی برایم به ارمغان می آورد.
the bus arrived twenty-two minutes late due to traffic.
اتوبوس به دلیل ترافیک بیست و دو دقیقه دیر رسید.
he has twenty-two years of experience in the software industry.
او بیست و دو سال تجربه در صنعت نرم افزار دارد.
the building has twenty-two floors, offering stunning city views.
ساختمان دارای بیست و دو طبقه است و منظره شهری خیره کننده ای را ارائه می دهد.
she bought twenty-two apples at the farmer's market yesterday.
او دیروز بیست و دو سیب از بازار کشاورزان خرید.
the project deadline is twenty-two days from today.
مهلت پروژه بیست و دو روز دیگر است.
twenty-two years
بیست و دو سال
twenty-two dollars
بیست و دو دلار
at twenty-two
در بیست و دو
twenty-two o'clock
ساعت بیست و دو
twenty-two degrees
بیست و دو درجه
twenty-two months
بیست و دو ماه
twenty-two pages
بیست و دو صفحه
twenty-two people
بیست و دو نفر
twenty-two hours
بیست و دو ساعت
twenty-two minutes
بیست و دو دقیقه
she turned twenty-two last month and celebrated with her friends.
او ماه گذشته بیست و دو ساله شد و با دوستانش جشن گرفت.
the apartment cost twenty-two thousand dollars, a reasonable price.
آپارتمان بیست و دو هزار دلار قیمت داشت، قیمتی مناسب.
he scored twenty-two points in the basketball game, a personal best.
او در بازی بسکتبال بیست و دو امتیاز کسب کرد، بهترین نتیجه شخصی.
there were twenty-two students in the class, a small number.
بیست و دو دانش آموز در کلاس حضور داشتند، تعداد کمی.
the recipe calls for twenty-two ounces of flour, precisely measured.
دستور غذا به طور دقیق به اندازه بیست و دو اونس آرد نیاز دارد.
my lucky number is twenty-two; it brings me good fortune.
عدد شانس من بیست و دو است؛ خوش شانسی برایم به ارمغان می آورد.
the bus arrived twenty-two minutes late due to traffic.
اتوبوس به دلیل ترافیک بیست و دو دقیقه دیر رسید.
he has twenty-two years of experience in the software industry.
او بیست و دو سال تجربه در صنعت نرم افزار دارد.
the building has twenty-two floors, offering stunning city views.
ساختمان دارای بیست و دو طبقه است و منظره شهری خیره کننده ای را ارائه می دهد.
she bought twenty-two apples at the farmer's market yesterday.
او دیروز بیست و دو سیب از بازار کشاورزان خرید.
the project deadline is twenty-two days from today.
مهلت پروژه بیست و دو روز دیگر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید