twerp

[ایالات متحده]/twɜːp/
[بریتانیا]/twɝp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق؛ یک شخص حقیر؛ یک فرد آزاردهنده.
Word Forms
جمعtwerps

عبارات و ترکیب‌ها

annoying twerp

خاله بازی

silly twerp

خاله بازی احمقانه

little twerp

خاله بازی کوچک

bratty twerp

خاله بازی لوس

naughty twerp

خاله بازی بد

جملات نمونه

Stop being such a twerp and take responsibility for your actions.

دست‌کشیده رفتار نکن و مسئولیت اعمالت را به دوش بگیر.

I can't believe that twerp tried to take credit for my work!

نمی‌توانم باور کنم که آن موجود احمق سعی کرد به خود بپندارد که کار من را انجام داده است!

Don't listen to that twerp, he doesn't know what he's talking about.

به آن موجود احمق گوش نکن، نمی‌داند دارد در مورد چه صحبت می‌کند.

The twerp always tries to show off in front of the boss.

آن موجود احمق همیشه سعی می‌کند در مقابل رئیس خودنمایی کند.

I can't stand that twerp's attitude towards others.

نمی‌توانم با آن نگرش آن موجود احمق نسبت به دیگران کنار بیایم.

Why do you always act like such a twerp when we're out in public?

چرا وقتی در ملا عام هستیم همیشه مثل یک موجود احمق رفتار می‌کنی؟

The twerp thought he could get away with cheating on the exam.

آن موجود احمق فکر کرد می‌تواند از تقلب در امتحان جان سالم به در ببرد.

I wish that twerp would stop interrupting me every time I speak.

ای کاش آن موجود احمق دست از قطع کردن حرفم در هر زمان که صحبت می‌کنم بردارد.

The twerp always has something negative to say about everything.

آن موجود احمق همیشه چیزی برای گفتن در مورد همه چیز دارد.

I can't believe I have to work with that twerp on this project.

نمی‌توانم باور کنم که باید با آن موجود احمق در این پروژه کار کنم.

نمونه‌های واقعی

Because I wear double zero, you twerp.

چون من سایز صفر می‌پوشم، تو بچه فضول.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

" I think you're a little twerp." Thank you for that opinion.

"فکر می‌کنم تو یه بچه فضول هستی." ممنون برای این نظر.

منبع: Engvid Super Teacher Alex - Course Collection

Not quite. Blair still married the twerp.

تقریباً نه. بلیر هنوز با اون بچه فضول ازدواج کرد.

منبع: Gossip Girl Season 5

Hold it right there, you little twerp.

یه لحظه صبر کن، تو بچه فضول کوچولو.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 7

I am in hell. I just tried to break up with Zach. The little twerp played the dead mommy card.

من در جهنم هستم. من همین الان سعی کردم از زچ جدا شوم. اون بچه فضول کارت مادر مرده رو بازی کرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

The little twerp played the dead mommy card.

اون بچه فضول کارت مادر مرده رو بازی کرد.

منبع: Desperate Housewives Video Version Season 3

Remember, Nathan is the guy that Dennis called a twerp.

یاد داشته باش، ناتان پسریه که دنیس بهش گفت بچه فضول.

منبع: 2009 ESLPod

You arsing lunatic. Get out! You ginger twerp. Go on!

تو دیوانه ی احمق. برو بیرون! تو بچه فضول زردچوبه. برو!

منبع: Watch movies to learn English speaking: "About Time"

That's right. Run, you little twerp.

درسته. فرار کن، تو بچه فضول کوچولو.

منبع: Family Affairs

'We must take some of those carrots.' 'Don't be a twerp, ' said Mr Fox.

'ما باید تعدادی از آن هویج‌ها را برداریم.' 'بچه فضول نباش،' آقای روباه گفت.

منبع: Roddar

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید