scamp

[ایالات متحده]/skæmp/
[بریتانیا]/skæmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیطان; شخص شیطنت‌آمیز
vt. کاری را به سرعت یا با صرفه‌جویی انجام دادن
vi. بخیل بودن

عبارات و ترکیب‌ها

little scamp

چاقاله سرکش

mischievous scamp

چاقاله شیطان

playful scamp

چاقاله بازیگوش

جملات نمونه

take a scamper through Dalian

گشت و گذار در دالیان

A gang of scamps threatened us.

یک گروه از افراد چاپلوس ما را تهدید کردند.

take a scamper through Mark Twain

گشت و گذار در مارک تواین

A scamp put the arm on him last night when he was on his way home.

یک فرد چاپلوس شب گذشته وقتی داشت به خانه می‌رفت، از او اخاذی کرد.

The first guard handed the parchment back with a shrug. "Inside and to the left. Don't be scamping about."

نگهبان اول پارچمت را با بی‌اعتنایی پس داد. "داخل و سمت چپ. نجنگید.

little scamp running around

چاپلوس کوچک در حال دویدن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید