two-time champion
قهرمان دو بار
two-time loser
بازنده دو بار
two-time offender
مفترض دو بار
two-time winner
برنده دو بار
two-time world
دو بار جهانی
was two-time
دو بار بود
becoming two-time
تبدیل شدن به دو بار
two-time series
سری دو بار
two-time president
رئیس جمهور دو بار
two-time try
تلاش دو بار
the two-time champion delivered a stunning performance.
قهرمان دو بار، عملکردی خیرهکننده ارائه داد.
he's a two-time loser in this election cycle.
او در این دوره انتخابات یک بازنده دو بار است.
she's a two-time olympian, representing her country with pride.
او یک المپیکدو بار است و با افتخار از کشورش نمایندگی میکند.
the two-time offender received a harsher sentence this time.
مخلقی که دو بار مرتکب جرم شده بود، این بار مجازاتی سختتر دریافت کرد.
it was a two-time repeat of last year's winning strategy.
این یک تکرار دو بارهای از استراتژی برنده سال گذشته بود.
the two-time winner celebrated with his team.
قهرمان دو بار با تیمش جشن گرفت.
this is a two-time daily medication for optimal results.
این یک داروی روزانه دو بار برای دستیابی به نتایج مطلوب است.
he attempted the climb twice, a two-time effort.
او دوبار سعی کرد صعود کند، یک تلاش دو بار.
the two-time president addressed the nation on television.
رئیسجمهور دو بار در تلویزیون با ملت صحبت کرد.
it's a two-time a day application for the cream.
این یک کاربرد دو بار در روز برای کرم است.
the team faced a two-time all-star player.
تیم با یک بازیکن دو بار ستاره روبرو شد.
two-time champion
قهرمان دو بار
two-time loser
بازنده دو بار
two-time offender
مفترض دو بار
two-time winner
برنده دو بار
two-time world
دو بار جهانی
was two-time
دو بار بود
becoming two-time
تبدیل شدن به دو بار
two-time series
سری دو بار
two-time president
رئیس جمهور دو بار
two-time try
تلاش دو بار
the two-time champion delivered a stunning performance.
قهرمان دو بار، عملکردی خیرهکننده ارائه داد.
he's a two-time loser in this election cycle.
او در این دوره انتخابات یک بازنده دو بار است.
she's a two-time olympian, representing her country with pride.
او یک المپیکدو بار است و با افتخار از کشورش نمایندگی میکند.
the two-time offender received a harsher sentence this time.
مخلقی که دو بار مرتکب جرم شده بود، این بار مجازاتی سختتر دریافت کرد.
it was a two-time repeat of last year's winning strategy.
این یک تکرار دو بارهای از استراتژی برنده سال گذشته بود.
the two-time winner celebrated with his team.
قهرمان دو بار با تیمش جشن گرفت.
this is a two-time daily medication for optimal results.
این یک داروی روزانه دو بار برای دستیابی به نتایج مطلوب است.
he attempted the climb twice, a two-time effort.
او دوبار سعی کرد صعود کند، یک تلاش دو بار.
the two-time president addressed the nation on television.
رئیسجمهور دو بار در تلویزیون با ملت صحبت کرد.
it's a two-time a day application for the cream.
این یک کاربرد دو بار در روز برای کرم است.
the team faced a two-time all-star player.
تیم با یک بازیکن دو بار ستاره روبرو شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید