udometer

[ایالات متحده]/juːˈdɒm.ɪ.tər/
[بریتانیا]/juˈdɑː.mɚ/

ترجمه

n. دستگاهی که برای اندازه‌گیری باران استفاده می‌شود
Word Forms
جمعudometers

عبارات و ترکیب‌ها

udometer reading

خواندن کیلومتر شمار

udometer calibration

کالیبراسیون کیلومتر شمار

udometer value

مقدار کیلومتر شمار

udometer check

بررسی کیلومتر شمار

udometer reset

بازنشانی کیلومتر شمار

udometer malfunction

خرابی کیلومتر شمار

udometer accuracy

دقت کیلومتر شمار

udometer installation

نصب کیلومتر شمار

udometer replacement

تعویض کیلومتر شمار

udometer function

عملکرد کیلومتر شمار

جملات نمونه

the udometer shows that the vehicle has traveled 150,000 miles.

شاخص مسافت نشان می‌دهد که خودرو 150000 مایل مسافت را طی کرده است.

make sure to check the udometer before buying a used car.

حتماً قبل از خرید یک خودروی دست دوم، شاخص مسافت را بررسی کنید.

the udometer reading can help determine the car's value.

خواندن شاخص مسافت می‌تواند به تعیین ارزش خودرو کمک کند.

he reset the udometer after the last service.

او پس از آخرین سرویس، شاخص مسافت را بازنشانی کرد.

it's important to monitor the udometer for maintenance schedules.

نظارت بر شاخص مسافت برای برنامه های تعمیر و نگهداری مهم است.

she was surprised by the udometer's high mileage.

او از میزان بالای مسافت نشان داده شده در شاخص مسافت تعجب کرد.

the udometer malfunctioned, making it hard to track distance.

شاخص مسافت دچار نقص فنی شد و ردیابی مسافت را دشوار کرد.

he often compares the udometer readings of different vehicles.

او اغلب قرائت های شاخص مسافت خودروهای مختلف را مقایسه می کند.

after a long trip, the udometer displayed over 500 miles.

پس از یک سفر طولانی، شاخص مسافت بیش از 500 مایل را نشان داد.

regularly checking the udometer can prevent unexpected repairs.

بررسی منظم شاخص مسافت می تواند از تعمیرات غیرمنتظره جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید