| جمع | ugs |
ugly duckling
بچه اردک زشت
ugly truth
حقیقت تلخ
getting ugly
در حال بدتر شدن
ugly sweater
ژاکت زشت
ugly situation
وضعیت ناخوشایند
hug it out
آن را در آغوش بگیر
buggy software
نرمافزار پر از اشکال
hugs and
آغوش و
hug therapy
درمان با آغوش
ugly feeling
احساس بد
i found a bug in the software program and spent hours debugging it.
من یک اشکال در برنامه نرم افزاری پیدا کردم و ساعت ها روی آن اشکال زدایی کردم.
my daughter asks for a hug every morning before school.
دخترم هر روز صبح قبل از مدرسه از من می خواهد که او را در آغوش بگیرم.
we bought a persian rug for the dining room.
ما یک فرش ایرانی برای اتاق غذاخوری خریدیم.
he dropped his favorite coffee mug and it shattered.
او فنجان قهوه مورد علاقه اش را انداخت و شکست.
the milk jug is almost empty; we need to buy more.
بطری شیر تقریبا خالی است؛ ما باید بیشتر بخریم.
the children played tug of war in the backyard.
کودکان در حیاط پشتی بازی چول کشی کردند.
garden slugs ate all the lettuce leaves last night.
حلزون های باغ شب گذشته تمام برگ های کاهو را خوردند.
please plug in the laptop; the battery is dead.
لطفا لپ تاپ را به برق وصل کنید؛ باتری تمام شده است.
the ugly duckling eventually became a beautiful swan.
بچه اردک زشت در نهایت به یک قوای زیبا تبدیل شد.
drug abuse is a serious problem affecting many families.
مصرف مواد مخدر یک مشکل جدی است که بر بسیاری از خانواده ها تأثیر می گذارد.
she made an ugly face when she tasted the bitter medicine.
وقتی داروی تلخ را چشید، چهره ای زشت درست کرد.
the drug store on the corner is open twenty-four hours.
داروخانه در کوچه 24 ساعت باز است.
give the door a firm tug; it tends to stick in humid weather.
با زور در را بکشید؛ در هوای مرطوب گیر می کند.
the plumber used special tape to plug the leaking pipe.
لوله کش از نوار مخصوص برای مسدود کردن لوله نشتی استفاده کرد.
a large brown slug crawled across the garden path.
یک حلزون قهوه ای بزرگ در امتداد مسیر باغ حرکت کرد.
ugly duckling
بچه اردک زشت
ugly truth
حقیقت تلخ
getting ugly
در حال بدتر شدن
ugly sweater
ژاکت زشت
ugly situation
وضعیت ناخوشایند
hug it out
آن را در آغوش بگیر
buggy software
نرمافزار پر از اشکال
hugs and
آغوش و
hug therapy
درمان با آغوش
ugly feeling
احساس بد
i found a bug in the software program and spent hours debugging it.
من یک اشکال در برنامه نرم افزاری پیدا کردم و ساعت ها روی آن اشکال زدایی کردم.
my daughter asks for a hug every morning before school.
دخترم هر روز صبح قبل از مدرسه از من می خواهد که او را در آغوش بگیرم.
we bought a persian rug for the dining room.
ما یک فرش ایرانی برای اتاق غذاخوری خریدیم.
he dropped his favorite coffee mug and it shattered.
او فنجان قهوه مورد علاقه اش را انداخت و شکست.
the milk jug is almost empty; we need to buy more.
بطری شیر تقریبا خالی است؛ ما باید بیشتر بخریم.
the children played tug of war in the backyard.
کودکان در حیاط پشتی بازی چول کشی کردند.
garden slugs ate all the lettuce leaves last night.
حلزون های باغ شب گذشته تمام برگ های کاهو را خوردند.
please plug in the laptop; the battery is dead.
لطفا لپ تاپ را به برق وصل کنید؛ باتری تمام شده است.
the ugly duckling eventually became a beautiful swan.
بچه اردک زشت در نهایت به یک قوای زیبا تبدیل شد.
drug abuse is a serious problem affecting many families.
مصرف مواد مخدر یک مشکل جدی است که بر بسیاری از خانواده ها تأثیر می گذارد.
she made an ugly face when she tasted the bitter medicine.
وقتی داروی تلخ را چشید، چهره ای زشت درست کرد.
the drug store on the corner is open twenty-four hours.
داروخانه در کوچه 24 ساعت باز است.
give the door a firm tug; it tends to stick in humid weather.
با زور در را بکشید؛ در هوای مرطوب گیر می کند.
the plumber used special tape to plug the leaking pipe.
لوله کش از نوار مخصوص برای مسدود کردن لوله نشتی استفاده کرد.
a large brown slug crawled across the garden path.
یک حلزون قهوه ای بزرگ در امتداد مسیر باغ حرکت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید