uhlan

[ایالات متحده]/ˈuːlən/
[بریتانیا]/ˈuːlən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لانسردار، سواره‌نظامی که با نیزه مسلح است؛ لانسردار، سرباز یک واحد سواره‌نظام
Word Forms
جمعuhlans

عبارات و ترکیب‌ها

uhlan cavalry

سواران اوهلان

uhlan charge

حمله اوهلان

uhlan unit

واحد اوهلان

uhlan regiment

گردان اوهلان

uhlan soldier

سرباز اوهلان

uhlan tactics

تاکتیک‌های اوهلان

uhlan history

تاریخ اوهلان

uhlan tradition

آداب و رسوم اوهلان

uhlan uniform

نظم پوششی اوهلان

uhlan formation

تشکیلات اوهلان

جملات نمونه

he dressed as an uhlan for the historical reenactment.

او به عنوان یک اوهلان برای بازسازی تاریخی لباس پوشید.

the uhlan cavalry was known for its speed and agility.

سواران اوهلان به سرعت و چابکی خود مشهور بودند.

during the parade, the uhlan unit showcased their skills.

در طول رژه، واحد اوهلان مهارت‌های خود را به نمایش گذاشت.

the uhlan's uniform was adorned with intricate designs.

لباس اوهلان با طرح های پیچیده تزئین شده بود.

she admired the uhlan's bravery in battle.

او از شجاعت اوهلان در نبرد تحسین کرد.

the uhlan riders trained rigorously for the competition.

سواران اوهلان به طور جدی برای مسابقه آموزش دیدند.

uhlans played a significant role in the military history of europe.

او هلان نقش مهمی در تاریخ نظامی اروپا ایفا کردند.

he collected uhlan memorabilia from various wars.

او سوغاتی‌های اوهلان را از جنگ‌های مختلف جمع‌آوری کرد.

the uhlan formation was a sight to behold on the battlefield.

تشکیل اوهلان در میدان جنگ یک منظره دیدنی بود.

they honored the uhlans for their service and sacrifice.

آنها برای خدمات و ایثار اوهلان از آنها تجلیل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید