ulcerated

[ایالات متحده]/ˈʌlsəreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈʌlsəreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زخم‌دار یا تحت تأثیر زخم‌ها
v. زمان گذشته و قسمت گذشته ulcerate

عبارات و ترکیب‌ها

ulcerated tissue

بافت‌های زخمی

ulcerated area

منطقه زخمی

ulcerated skin

پوست زخمی

ulcerated lesions

ضایعات زخمی

ulcerated surface

سطح زخمی

ulcerated wound

زخم زخمی

ulcerated condition

وضعیت زخمی

ulcerated mouth

دهان زخمی

ulcerated gums

لثه‌های زخمی

جملات نمونه

the patient had an ulcerated sore on his leg.

بیمار یک زخمینه روی پای خود داشت.

ulcerated tissue can lead to severe infections.

بافت‌های زخم‌دار می‌توانند منجر به عفونت‌های شدید شوند.

the doctor prescribed medication for her ulcerated stomach.

پزشک دارویی برای زخم معده او تجویز کرد.

he was diagnosed with an ulcerated colon.

او به دلیل زخم روده بزرگ تشخیص داده شد.

ulcerated lesions require immediate medical attention.

ضایعات زخم‌دار نیاز به توجه فوری پزشکی دارند.

the ulcerated area was painful and inflamed.

منطقه زخم‌دار دردناک و ملتهب بود.

she suffered from an ulcerated throat due to the infection.

او به دلیل عفونت از یک گلو زخم‌دار رنج می‌برد.

ulcerated skin can be a sign of a serious condition.

پوست زخم‌دار می‌تواند نشانه‌ای از یک وضعیت جدی باشد.

he was treated for ulcerated gums at the dentist.

او برای درمان لثه‌های زخم‌دار در دندانپزشکی درمان شد.

ulcerated wounds require careful cleaning and dressing.

زخم‌های زخم‌دار نیاز به تمیز کردن و پانسمان دقیق دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید