unactivated

[ایالات متحده]/ʌnˈæktɪveɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈæktɪveɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرفعال; غیرمحرک; غیر تولیدکننده رادیواکتیویته

عبارات و ترکیب‌ها

unactivated account

حساب غیرفعال

unactivated feature

ویژگی غیرفعال

unactivated license

مجوز غیرفعال

unactivated device

دستگاه غیرفعال

unactivated service

سرویس غیرفعال

unactivated option

گزینه غیرفعال

unactivated user

کاربر غیرفعال

unactivated module

ماژول غیرفعال

unactivated setting

تنظیمات غیرفعال

unactivated plan

پلن غیرفعال

جملات نمونه

the unactivated account needs verification.

حساب غیرفعال نیاز به تایید دارد.

some features remain unactivated until the upgrade.

برخی از ویژگی‌ها تا زمان ارتقا غیرفعال باقی می‌مانند.

the software will not function properly if unactivated.

اگر غیرفعال باشد، نرم افزار به درستی کار نخواهد کرد.

unactivated devices can still connect to the network.

دستگاه‌های غیرفعال همچنان می‌توانند به شبکه متصل شوند.

the unactivated license limits your access to features.

لایسنس غیرفعال دسترسی شما به ویژگی‌ها را محدود می‌کند.

make sure your device is not unactivated before use.

قبل از استفاده، مطمئن شوید دستگاه شما غیرفعال نیست.

unactivated applications may have limited functionality.

برنامه‌های غیرفعال ممکن است عملکرد محدودی داشته باشند.

users often forget to activate their unactivated accounts.

کاربران اغلب فراموش می‌کنند حساب‌های غیرفعال خود را فعال کنند.

the unactivated product must be registered to work.

محصول غیرفعال باید برای کار ثبت شود.

if left unactivated, the system will default to basic settings.

اگر غیرفعال بماند، سیستم به تنظیمات پیش فرض باز می‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید