unadvised

[ایالات متحده]/ˌʌnədˈvaɪzd/
[بریتانیا]/ˌʌnədˈvaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر محتاط یا محتاط؛ شتاب‌زده؛ مشاوره نشده؛ مورد بحث یا مشاوره قرار نگرفته

عبارات و ترکیب‌ها

unadvised decision

تصمیم غیرمنتظره

unadvised action

اقدام غیرمنتظره

unadvised choice

انتخاب غیرمنتظره

unadvised move

حرکت غیرمنتظره

unadvised recommendation

توصیه غیرمنتظره

unadvised step

گام غیرمنتظره

unadvised investment

سرمایه‌گذاری غیرمنتظره

unadvised behavior

رفتار غیرمنتظره

unadvised plan

برنامه غیرمنتظره

unadvised strategy

استراتژی غیرمنتظره

جملات نمونه

it was unadvised to take such a risk without proper planning.

تصمیم‌گیری بدون برنامه‌ریزی مناسب، غیرمنصفانه بود.

he made an unadvised decision to quit his job.

او تصمیم غیرمنصفانه‌ای برای ترک شغلش گرفت.

unadvised actions can lead to serious consequences.

اقدامات غیرمنصفانه می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

they went on an unadvised trip during the storm.

آنها در طول طوفان یک سفر غیرمنصفانه انجام دادند.

it is unadvised to invest in stocks without research.

بدون تحقیق در بازار سهام سرمایه‌گذاری غیرمنصفانه است.

her unadvised comments upset many people.

اظهارات غیرمنصفانه او باعث ناراحتی بسیاری از افراد شد.

taking unadvised shortcuts can compromise safety.

استفاده از میانبرهای غیرمنصفانه می‌تواند ایمنی را به خطر اندازد.

he was warned that an unadvised move could cost him dearly.

به او هشدار داده شد که یک حرکت غیرمنصفانه ممکن است به او قیمت زیادی بدهد.

unadvised spending can lead to financial trouble.

هزینه‌های غیرمنصفانه می‌تواند منجر به مشکلات مالی شود.

her unadvised choice of words offended her colleagues.

انتخاب غیرمنصفانه کلمات او همکارانش را ناراحت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید