unamiability

[ایالات متحده]/ˌʌnəˌmaɪəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌʌnəˌmaɪəˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بی‌عدم‌خوری؛ غیرممکن بودن تخریب (به ویژه در یک محیط شبکه/فناوری)

عبارات و ترکیب‌ها

low unamiability

پایین بودن ناممکنی

high unamiability

بالا بودن ناممکنی

great unamiability

بزرگ بودن ناممکنی

show unamiability

نمایش ناممکنی

lacking unamiability

کمبود ناممکنی

unamiability matters

ناممکنی اهمیت دارد

building unamiability

ساختن ناممکنی

increasing unamiability

افزایش ناممکنی

unfriendly unamiability

ناممکنی نامناسب

natural unamiability

ناممکنی طبیعی

جملات نمونه

her unamiability was obvious in the cold greeting at the door.

نامتعهد بودن او در درگاه آشکار بود.

his unamiability toward coworkers made team meetings tense and unproductive.

نامتعهد بودن او نسبت به همکاران باعث شد که جلسات تیمی فشاری و بی‌نتیجه شوند.

the manager addressed the unamiability in the office with a clear code of conduct.

مدیر با یک کد رفتار واضح به نامتعهد بودن در دفتر پاسخ گویی کرد.

i mistook her quietness for unamiability until she warmed up over lunch.

من سکوت او را به عنوان نامتعهد بودن درک کردم تا زمانی که او در نهار گرم شد.

customer reviews frequently mentioned the unamiability of the front desk staff.

بازبینی‌های مشتریان اغلب درباره نامتعهد بودن کارکنان پایش فروشگاه اشاره کرد.

their unamiability faded once we found common ground in the discussion.

نامتعهد بودن آنها پس از اینکه در بحث به زمینه مشترک رسیدیم، کاهش یافت.

she tried to mask her unamiability with polite phrases, but it still showed.

او سعی کرد نامتعهد بودن خود را با عبارات لطیف پوشاند، اما هنوز هم آشکار بود.

the report noted a pattern of unamiability toward new hires during onboarding.

گزارش الگویی از نامتعهد بودن نسبت به کارکنان جدید در طول فرآیند استخدام را نشان داد.

his unamiability was a barrier to building trust with clients.

نامتعهد بودن او مانعی در ایجاد اعتماد به مشتریان بود.

we underestimated how much unamiability can damage morale over time.

ما به اندازه کافی ارزیابی نکردیم که نامتعهد بودن چقدر باعث خسارت روحی در طول زمان می‌شود.

the coach demanded an end to unamiability and insisted on mutual respect.

مربی خواستار پایان یافتن نامتعهد بودن شد و بر اساس احترام متقابل تأکید کرد.

after the apology, the earlier unamiability gave way to a more friendly tone.

پس از عذرخواهی، نامتعهد بودن قبلی به یک نبرد لطیف تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید