unappeased

[ایالات متحده]/ʌnəˈpiːzd/
[بریتانیا]/ʌnəˈpiːzd/

ترجمه

adj. آرام یا راضی نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unappeased anger

خشم فروکش‌ناکرده

unappeased demand

درخواست‌های برآورده‌نشده

unappeased crowd

مخاطبان ناراضی

unappeased feelings

احساسات فروکش‌ناکرده

unappeased desires

خواسته های برآورده نشده

unappeased critics

منتقدان ناراضی

unappeased spirit

روحیه ناراضی

unappeased expectations

انتظارات برآورده نشده

unappeased grievances

شکایات برآورده نشده

unappeased hunger

گرسنگی فروکش‌ناکرده

جملات نمونه

despite his efforts, she remained unappeased.

با وجود تلاش‌های او، او همچنان ناراضی ماند.

the unappeased crowd demanded more answers from the officials.

هواداران ناراضی خواستار پاسخ‌های بیشتر از مقامات شدند.

his unappeased hunger drove him to eat a second dinner.

گرسنگی بی‌وقفه او را به خوردن شام دوم سوق داد.

she felt unappeased by the lack of recognition for her hard work.

او به دلیل عدم قدردانی از تلاش‌هایش احساس نارضایتی می‌کرد.

the unappeased demands of the workers led to a strike.

مطالبات بی‌وقفه کارگران منجر به اعتصاب شد.

his unappeased desire for adventure pushed him to travel the world.

تمایل بی‌وقفه او به ماجراجویی او را به سفر در سراسر جهان سوق داد.

the unappeased customer left a negative review.

مشتری ناراضی یک نظر منفی گذاشت.

even after the apology, she remained unappeased.

حتی پس از عذرخواهی، او همچنان ناراضی ماند.

his unappeased expectations led to disappointment.

انتظارات بی‌وقفه او منجر به ناامیدی شد.

the unappeased student approached the teacher for clarification.

دانش‌آموز ناراضی برای روشن شدن به معلم نزدیک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید