unau bird
پرنده ی اوناو
unau tree
درخت اوناو
unau species
گونههای اوناو
unau habitat
زیستگاه اوناو
unau behavior
رفتار اوناو
unau diet
رژیم غذایی اوناو
unau conservation
حفظ و نگهداری اوناو
unau population
جمعیت اوناو
unau characteristics
ویژگیهای اوناو
unau research
تحقیقات اوناو
she decided to unau her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را لغو کند.
he felt it was time to unau the project.
او احساس کرد که زمان لغو پروژه است.
they had to unau their previous commitments.
آنها مجبور شدند تعهدات قبلی خود را لغو کنند.
after much thought, she chose to unau her subscription.
پس از تفکر زیاد، او تصمیم گرفت اشتراک خود را لغو کند.
it was difficult for him to unau his long-held beliefs.
برای او دشوار بود باورهای دیرینه خود را لغو کند.
they had to unau the event due to bad weather.
آنها مجبور شدند به دلیل آب و هوای نامساعد، رویداد را لغو کنند.
she decided to unau her membership at the gym.
او تصمیم گرفت عضویت خود در باشگاه را لغو کند.
he found it hard to unau his attachment to the old house.
برای او سخت بود وابستگی خود به خانه قدیمی را لغو کند.
they agreed to unau their plans for the trip.
آنها با لغو برنامههای سفر خود موافقت کردند.
she felt relieved after she decided to unau her worries.
او بعد از اینکه تصمیم گرفت نگرانیهای خود را لغو کند، احساس راحتی کرد.
unau bird
پرنده ی اوناو
unau tree
درخت اوناو
unau species
گونههای اوناو
unau habitat
زیستگاه اوناو
unau behavior
رفتار اوناو
unau diet
رژیم غذایی اوناو
unau conservation
حفظ و نگهداری اوناو
unau population
جمعیت اوناو
unau characteristics
ویژگیهای اوناو
unau research
تحقیقات اوناو
she decided to unau her plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را لغو کند.
he felt it was time to unau the project.
او احساس کرد که زمان لغو پروژه است.
they had to unau their previous commitments.
آنها مجبور شدند تعهدات قبلی خود را لغو کنند.
after much thought, she chose to unau her subscription.
پس از تفکر زیاد، او تصمیم گرفت اشتراک خود را لغو کند.
it was difficult for him to unau his long-held beliefs.
برای او دشوار بود باورهای دیرینه خود را لغو کند.
they had to unau the event due to bad weather.
آنها مجبور شدند به دلیل آب و هوای نامساعد، رویداد را لغو کنند.
she decided to unau her membership at the gym.
او تصمیم گرفت عضویت خود در باشگاه را لغو کند.
he found it hard to unau his attachment to the old house.
برای او سخت بود وابستگی خود به خانه قدیمی را لغو کند.
they agreed to unau their plans for the trip.
آنها با لغو برنامههای سفر خود موافقت کردند.
she felt relieved after she decided to unau her worries.
او بعد از اینکه تصمیم گرفت نگرانیهای خود را لغو کند، احساس راحتی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید