unbolts

[ایالات متحده]/ʌnˈbəʊlts/
[بریتانیا]/ʌnˈboʊlts/

ترجمه

v. یک پیچ را از در برمی‌دارد

عبارات و ترکیب‌ها

unbolts the door

در را باز می‌کند

unbolts the gate

در ورودی را باز می‌کند

unbolts the lid

درپوش را باز می‌کند

unbolts the lock

قفل را باز می‌کند

unbolts the window

پنجره را باز می‌کند

unbolts the panel

صفحه را باز می‌کند

unbolts the hatch

درپوش کوچک را باز می‌کند

unbolts the cover

پوشش را باز می‌کند

unbolts the fence

نرده‌ها را باز می‌کند

unbolts the access

دسترسی را باز می‌کند

جملات نمونه

the mechanic unbolts the engine cover to inspect the parts.

مکانیک درپوش موتور را باز می‌کند تا قطعات را بررسی کند.

she unbolts the gate to let the guests in.

او دروازه را باز می‌کند تا اجازه ورود به مهمانان بدهد.

the technician unbolts the old equipment for replacement.

تکنسین تجهیزات قدیمی را برای جایگزینی باز می‌کند.

he carefully unbolts the hatch before entering the space.

او قبل از ورود به فضا، دریچه را با دقت باز می‌کند.

the builder unbolts the frame to adjust the structure.

سازنده قاب را باز می‌کند تا ساختار را تنظیم کند.

after the storm, she unbolts the shutters to check for damage.

بعد از طوفان، او بسته‌ها را باز می‌کند تا خسارت را بررسی کند.

the engineer unbolts the panel to access the wiring.

مهندس پنل را باز می‌کند تا به سیم‌کشی دسترسی پیدا کند.

he unbolts the toolbox to get the necessary tools.

او جعبه ابزار را باز می‌کند تا ابزارهای مورد نیاز را به دست آورد.

the officer unbolts the door to let the prisoners out.

سرباز در را باز می‌کند تا به زندانیان اجازه خروج دهد.

she unbolts the lid of the container to reveal its contents.

او درب ظرف را باز می‌کند تا محتویات آن را آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید