unbred

[ایالات متحده]/ʌnˈbrɛd/
[بریتانیا]/ʌnˈbrɛd/

ترجمه

adj. آموزش ندیده یا تربیت نشده؛ جفت‌گیری نکرده؛ آموزش‌ندیده

عبارات و ترکیب‌ها

unbred animals

حیوانات غیر پرورش یافته

unbred species

گونه‌های غیر پرورش یافته

unbred stock

گله غیر پرورش یافته

unbred lines

خطوط غیر پرورش یافته

unbred cattle

گاو غیر پرورش یافته

unbred dogs

سگ غیر پرورش یافته

unbred horses

اسب غیر پرورش یافته

unbred plants

گیاهان غیر پرورش یافته

unbred livestock

دام غیر پرورش یافته

unbred varieties

گونه‌های غیر پرورش یافته

جملات نمونه

the unbred horses roamed freely in the pasture.

اسب‌های غیرپرورش‌شده آزادانه در مراتع سرگردانی می‌کردند.

many unbred animals are often taken to shelters.

بسیاری از حیوانات غیرپرورش‌شده اغلب به سرپناهگاه‌ها برده می‌شوند.

unbred cats can be more difficult to manage.

گربه‌های غیرپرورش‌شده می‌توانند مدیریت آن‌ها دشوارتر باشد.

she decided to adopt an unbred puppy from the rescue.

او تصمیم گرفت یک توله سگ غیرپرورش‌شده را از مرکز نجات به فرزندی بگیرد.

the unbred livestock were kept separate from the others.

دام‌های غیرپرورش‌شده از سایرین جدا نگهداری می‌شدند.

unbred animals are often healthier than bred ones.

حیوانات غیرپرورش‌شده اغلب سالم‌تر از حیوانات پرورشی هستند.

she volunteers at a shelter for unbred pets.

او به عنوان داوطلب در یک سرپناهگاه برای حیوانات خانگی غیرپرورش‌شده فعالیت می‌کند.

the unbred population of dogs is increasing in urban areas.

جمعیت سگ‌های غیرپرورش‌شده در مناطق شهری در حال افزایش است.

they are working to control the unbred cat population.

آنها در تلاش برای کنترل جمعیت گربه‌های غیرپرورش‌شده هستند.

unbred animals often require special attention and care.

حیوانات غیرپرورش‌شده اغلب به توجه و مراقبت ویژه نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید