bred

[ایالات متحده]/bred/
[بریتانیا]/bred/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast participle of breed
adj. در یک مکان یا محیط خاص پرورش یافته یا متولد شده

عبارات و ترکیب‌ها

bred for racing

برای مسابقه پرورش داده شده

bred from wolves

از گرگ ها پرورش داده شده

bred in captivity

در اسارت پرورش داده شده

bred to hunt

برای شکار پرورش داده شده

bred in china

در چین پرورش داده شده

bred for speed

برای سرعت پرورش داده شده

bred together

با هم پرورش داده شده

bred to obey

برای اطاعت پرورش داده شده

bred for service

برای خدمت پرورش داده شده

bred in luxury

در تجمل پرورش داده شده

جملات نمونه

they bred horses for racing.

آنها اسب‌ها را برای مسابقه پرورش دادند.

she bred dogs for companionship.

او سگ‌ها را برای همراهی پرورش داد.

farmers bred crops to withstand drought.

کشاورزان محصولاتی را پرورش دادند که بتوانند در برابر خشکسالی مقاومت کنند.

he bred a new variety of tomato.

او یک نوع گوجه فرنگی جدید پرورش داد.

they bred fish in a controlled environment.

آنها ماهی‌ها را در یک محیط کنترل شده پرورش دادند.

she bred rabbits for their fur.

او خرگوش‌ها را برای پوستشان پرورش داد.

he bred champion racing pigeons.

او کبوترهای مسابقه قهرمان پرورش داد.

they bred cattle for better milk production.

آنها گاوها را برای افزایش تولید شیر پرورش دادند.

she bred exotic birds for collectors.

او پرندگان عجیب و غریب را برای کلکسیونرها پرورش داد.

he bred plants that could survive in extreme conditions.

او گیاهانی را پرورش داد که می‌توانستند در شرایط سخت زنده بمانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید