left unchecked
نادیده رها شده
unchecked box
جعبه تیک نخورده
unchecked task
وظیفه تیک نخورده
unchecked baggage
بار تیک نخورده
unchecked email
ایمیل تیک نخورده
an unchecked flow of water; an unchecked temper.
جریان غیرقابل کنترلی از آب؛ خشم غیرقابل کنترل
a region despoiled of its scenic beauty by unchecked development.
منطقه ای که به دلیل توسعه بی رویه از زیبایی طبیعی خود غارت شده است.
prices rose unchecked, hitting the poor worst of all.
قیمتها بدون کنترل افزایش یافت و بیشترین آسیب را به فقرا وارد کرد.
It's much better to die of hunger unhindered by grief and fear than to live affluently beset with worry, dread, suspicion, and unchecked desire.
بسیار بهتر است بدون هیچ گونه غم و ترس از گرسنگی بمیرید تا اینکه با نگرانی، ترس، سوء ظن و هوس بی حد و حصر، مرفه زندگی کنید.
unchecked power can lead to corruption
قدرت غیرقابل کنترل میتواند منجر به فساد شود
the virus spread unchecked throughout the population
ویروس به طور غیرقابل کنترل در سراسر جمعیت گسترش یافت
unchecked emotions can cloud judgment
احساسات غیرقابل کنترل میتوانند قضاوت را مخدوش کنند
the fire continued to burn unchecked
آتش به سوختن غیرقابل کنترل ادامه داد
unchecked growth of weeds can harm crops
رشد غیرقابل کنترل علفهای هرز میتواند به محصولات آسیب برساند
unchecked spending can lead to financial problems
هزینههای غیرقابل کنترل میتواند منجر به مشکلات مالی شود
the unchecked spread of misinformation can be harmful
گسترش غیرقابل کنترل اطلاعات نادرست میتواند مضر باشد
unchecked aggression can lead to violence
تهاجم غیرقابل کنترل میتواند منجر به خشونت شود
unchecked pollution is damaging the environment
آلودگی غیرقابل کنترل به محیط زیست آسیب میرساند
unchecked inflation can destabilize the economy
تورم غیرقابل کنترل میتواند اقتصاد را بیثبات کند
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید