uncoiler

[ایالات متحده]/ʌnˈkɔɪlə/
[بریتانیا]/ʌnˈkoʊlər/

ترجمه

n. دستگاهی که مواد را باز می‌کند یا باز می‌چرخاند

عبارات و ترکیب‌ها

uncoiler setup

راه‌اندازی قرقره‌کش

uncoiler operation

عملکرد قرقره‌کش

uncoiler design

طراحی قرقره‌کش

uncoiler maintenance

نگهداری قرقره‌کش

uncoiler system

سیستم قرقره‌کش

uncoiler function

وظیفه قرقره‌کش

uncoiler parts

قطعات قرقره‌کش

uncoiler capacity

ظرفیت قرقره‌کش

uncoiler speed

سرعت قرقره‌کش

uncoiler feed

تغذیه قرقره‌کش

جملات نمونه

the uncoiler is essential for the production line.

دستگاه بازکننده برای خط تولید ضروری است.

we need to adjust the uncoiler settings for better performance.

ما باید تنظیمات دستگاه بازکننده را برای عملکرد بهتر تنظیم کنیم.

the uncoiler feeds the material into the machine smoothly.

دستگاه بازکننده به طور روان مواد را به داخل دستگاه تغذیه می کند.

regular maintenance of the uncoiler is important.

نگهداری منظم از دستگاه بازکننده مهم است.

operators must be trained to use the uncoiler safely.

اپراتورها باید برای استفاده ایمن از دستگاه بازکننده آموزش ببینند.

the uncoiler can handle various types of materials.

دستگاه بازکننده می تواند انواع مختلف مواد را مدیریت کند.

we replaced the old uncoiler with a more efficient model.

ما دستگاه بازکننده قدیمی را با یک مدل کارآمدتر جایگزین کردیم.

check the alignment of the uncoiler before starting.

قبل از شروع، تراز دستگاه بازکننده را بررسی کنید.

the uncoiler reduces material waste during production.

دستگاه بازکننده ضایعات مواد را در طول تولید کاهش می دهد.

installing the uncoiler requires careful planning.

نصب دستگاه بازکننده نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید