uncoils slowly
به آرامی باز میشود
uncoils gently
به ملایمت باز میشود
uncoils rapidly
به سرعت باز میشود
uncoils gracefully
به زیبایی باز میشود
uncoils completely
به طور کامل باز میشود
uncoils effortlessly
بدون زحمت باز میشود
uncoils naturally
به طور طبیعی باز میشود
uncoils in waves
به صورت موجی باز میشود
uncoils with ease
با سهولت باز میشود
the snake slowly uncoils from its resting place.
مار به آرامی از جای استراحت خود باز میشود.
as the spring uncoils, the flowers begin to bloom.
همانطور که فنر باز میشود، گلها شروع به شکوفه دادن میکنند.
the ribbon uncoils beautifully around the gift.
نوارهای روبانی به زیبایی در اطراف هدیه باز میشوند.
he carefully uncoils the wire to avoid tangles.
او سیم را با دقت باز میکند تا از گره خوردن جلوگیری کند.
the vine uncoils and reaches for the sunlight.
گیاه رونده باز میشود و به سمت نور خورشید میرسد.
as she uncoils the yarn, she prepares to knit.
همانطور که او نخ را باز میکند، برای بافتن آماده میشود.
the dancer uncoils her body with grace.
رقصنده با ظرافت بدن خود را باز میکند.
he uncoils the garden hose to water the plants.
او شلنگ باغ را باز میکند تا به گیاهان آب دهد.
the cable uncoils easily when pulled from the box.
کابل به راحتی وقتی از جعبه بیرون کشیده میشود، باز میشود.
as the story unfolds, the mystery uncoils layer by layer.
همانطور که داستان پیش میرود، راز لایه به لایه آشکار میشود.
uncoils slowly
به آرامی باز میشود
uncoils gently
به ملایمت باز میشود
uncoils rapidly
به سرعت باز میشود
uncoils gracefully
به زیبایی باز میشود
uncoils completely
به طور کامل باز میشود
uncoils effortlessly
بدون زحمت باز میشود
uncoils naturally
به طور طبیعی باز میشود
uncoils in waves
به صورت موجی باز میشود
uncoils with ease
با سهولت باز میشود
the snake slowly uncoils from its resting place.
مار به آرامی از جای استراحت خود باز میشود.
as the spring uncoils, the flowers begin to bloom.
همانطور که فنر باز میشود، گلها شروع به شکوفه دادن میکنند.
the ribbon uncoils beautifully around the gift.
نوارهای روبانی به زیبایی در اطراف هدیه باز میشوند.
he carefully uncoils the wire to avoid tangles.
او سیم را با دقت باز میکند تا از گره خوردن جلوگیری کند.
the vine uncoils and reaches for the sunlight.
گیاه رونده باز میشود و به سمت نور خورشید میرسد.
as she uncoils the yarn, she prepares to knit.
همانطور که او نخ را باز میکند، برای بافتن آماده میشود.
the dancer uncoils her body with grace.
رقصنده با ظرافت بدن خود را باز میکند.
he uncoils the garden hose to water the plants.
او شلنگ باغ را باز میکند تا به گیاهان آب دهد.
the cable uncoils easily when pulled from the box.
کابل به راحتی وقتی از جعبه بیرون کشیده میشود، باز میشود.
as the story unfolds, the mystery uncoils layer by layer.
همانطور که داستان پیش میرود، راز لایه به لایه آشکار میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید