uncoils

[ایالات متحده]/ʌnˈkɔɪlz/
[بریتانیا]/ʌnˈkɔɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باز کردن یا باز شدن چیزی که پیچیده شده است

عبارات و ترکیب‌ها

uncoils slowly

به آرامی باز می‌شود

uncoils gently

به ملایمت باز می‌شود

uncoils rapidly

به سرعت باز می‌شود

uncoils gracefully

به زیبایی باز می‌شود

uncoils completely

به طور کامل باز می‌شود

uncoils effortlessly

بدون زحمت باز می‌شود

uncoils naturally

به طور طبیعی باز می‌شود

uncoils in waves

به صورت موجی باز می‌شود

uncoils with ease

با سهولت باز می‌شود

جملات نمونه

the snake slowly uncoils from its resting place.

مار به آرامی از جای استراحت خود باز می‌شود.

as the spring uncoils, the flowers begin to bloom.

همانطور که فنر باز می‌شود، گل‌ها شروع به شکوفه دادن می‌کنند.

the ribbon uncoils beautifully around the gift.

نوارهای روبانی به زیبایی در اطراف هدیه باز می‌شوند.

he carefully uncoils the wire to avoid tangles.

او سیم را با دقت باز می‌کند تا از گره خوردن جلوگیری کند.

the vine uncoils and reaches for the sunlight.

گیاه رونده باز می‌شود و به سمت نور خورشید می‌رسد.

as she uncoils the yarn, she prepares to knit.

همانطور که او نخ را باز می‌کند، برای بافتن آماده می‌شود.

the dancer uncoils her body with grace.

رقصنده با ظرافت بدن خود را باز می‌کند.

he uncoils the garden hose to water the plants.

او شلنگ باغ را باز می‌کند تا به گیاهان آب دهد.

the cable uncoils easily when pulled from the box.

کابل به راحتی وقتی از جعبه بیرون کشیده می‌شود، باز می‌شود.

as the story unfolds, the mystery uncoils layer by layer.

همانطور که داستان پیش می‌رود، راز لایه به لایه آشکار می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید