unconcerns

[ایالات متحده]/ʌn.kənˈsɜːnz/
[بریتانیا]/ʌn.kənˈsɜrnz/

ترجمه

n. فقدان علاقه یا نگرانی

عبارات و ترکیب‌ها

unconcerns about

نگرانی‌های احتمالی

unconcerns regarding

نگرانی‌های مربوط به

unconcerns expressed

نگرانی‌های بیان شده

unconcerns raised

نگرانی‌های مطرح شده

unconcerns shown

نگرانی‌های نشان داده شده

unconcerns revealed

نگرانی‌های آشکار شده

unconcerns felt

نگرانی‌های احساس شده

unconcerns voiced

نگرانی‌های ابراز شده

unconcerns noted

نگرانی‌های مورد توجه

unconcerns identified

نگرانی‌های شناسایی شده

جملات نمونه

his unconcerns about the project surprised everyone.

بی‌اعتنایی او به پروژه باعث تعجب همه شد.

she showed unconcerns towards the criticism.

او نسبت به انتقادات بی‌اعتنایی نشان داد.

they acted with unconcerns despite the warnings.

آنها با وجود هشدارها با بی‌اعتنایی رفتار کردند.

the students' unconcerns about the exam results were evident.

بی‌اعتنایی دانش‌آموزان به نتایج امتحان آشکار بود.

his unconcerns led to missed opportunities.

بی‌اعتنایی او باعث از دست دادن فرصت‌ها شد.

she approached the situation with unconcerns.

او با بی‌اعتنایی به این موقعیت رسید.

unconcerns about the deadline can lead to stress.

بی‌توجهی به مهلت می‌تواند منجر به استرس شود.

his unconcerns about health made his friends worry.

بی‌اعتنایی او به سلامتی باعث نگرانی دوستانش شد.

the team's unconcerns resulted in poor performance.

بی‌توجهی تیم منجر به عملکرد ضعیف شد.

she expressed her unconcerns about the upcoming changes.

او نگرانی‌های خود را در مورد تغییرات پیش رو بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید