uncreatable

[ایالات متحده]/[ʌnˈkriːtəbl]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkriːtəbl]/

ترجمه

adj. ناکام‌پذیر؛ غیرقابل ایجاد؛ چیزی که نمی‌توان ایجاد کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

uncreatable masterpiece

آثار غیرقابل ایجاد

truly uncreatable

واقعاً غیرقابل ایجاد

seemingly uncreatable

به نظر می‌رسد غیرقابل ایجاد

uncreatable situation

وضعیت غیرقابل ایجاد

uncreatable design

طراحی غیرقابل ایجاد

being uncreatable

بودن غیرقابل ایجاد

it's uncreatable

این غیرقابل ایجاد است

uncreatable product

محصول غیرقابل ایجاد

uncreatable outcome

نتیجه غیرقابل ایجاد

uncreatable future

آینده‌ای غیرقابل ایجاد

جملات نمونه

the level of detail in the painting made it virtually uncreatable by anyone else.

سطح جزئیات نقاشی آن را به گونه‌ای ناممکن کرد که هر کس دیگری بتواند آن را ایجاد کند.

due to the complex algorithm, the effect was deemed uncreatable in a standard environment.

به دلیل الگوریتم پیچیده، این اثر در محیط استاندارد ناممکن شمرده شد.

the director envisioned a scene so chaotic it felt uncreatable for the cast and crew.

کارگردان یک صحنه را تصور کرد که به گونه‌ای آشفته بود که برای بازیگران و تیم تولید ناممکن به نظر می‌رسید.

with limited resources, the ambitious project proved uncreatable within the given timeframe.

با منابع محدود، پروژه طموح در زمان مشخص شده ناممکن شد.

the software's unique features rendered the application uncreatable by competitors.

ویژگی‌های منحصر به فرد نرم‌افزار باعث شد که برنامه‌ریزی توسط رقبا ناممکن شود.

the artist's style was so distinctive, his work felt uncreatable by anyone.

سبک هنرمند به گونه‌ای منحصر به فرد بود که کار او توسط هر کس دیگری ناممکن به نظر می‌رسید.

the simulation's accuracy made it practically uncreatable without advanced technology.

دقت شبیه‌سازی باعث شد که بدون فناوری پیشرفته، آن را تقریباً ناممکن کند.

the challenge was to design a system that was both secure and uncreatable by hackers.

چالش این بود که یک سیستم طراحی کنیم که هم امن و هم ناممکن برای هکرها باشد.

the intricate choreography appeared uncreatable without years of dedicated training.

رقصنامه‌های پیچیده بدون سال‌ها آموزش ویژه ناممکن به نظر می‌رسد.

the product's patented design made it legally uncreatable by other manufacturers.

طرح مدرن محصول آن را به گونه‌ای قانونی ناممکن کرد که سایر تولیدکنندگان بتوانند آن را ایجاد کنند.

the experience was so profound, it felt uncreatable to put into words.

تجربه به گونه‌ای عمیق بود که به نظر می‌رسید نمی‌توان آن را با کلمات بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید