uncrowned

[ایالات متحده]/ʌn'kraʊnd/
[بریتانیا]/'ʌn'kraʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور رسمی تاج‌گذاری نشده؛ بدون عنوان پادشاه؛ دارای قدرت سلطنتی اما بدون عنوان سلطنتی.

جملات نمونه

the uncrowned king of the espionage world.

شاه غیررسمی دنیای جاسوسی.

Because of her expertise, she is regarded as the uncrowned queen of music in Pakistan.

به دلیل تخصص او، او به عنوان ملکه تاج‌گذاری نشده موسیقی در پاکستان شناخته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید