unrecognized

[ایالات متحده]/ʌnˈrekəɡnaɪzd/
[بریتانیا]/ʌnˈrekəɡnaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عدم شناخت یا پذیرش

جملات نمونه

They were named by a largely unrecognized neurologist and gerontologist with expertise in clinico-pathological examination Max Durand-Fardel (Fig. 1.1).

آنها توسط یک متخصص مغز و اعصاب و پیرمرد که به طور گسترده ای به رسمیت شناخته نشده اند و در معاینات بالینی و آسیب شناسی تخصص دارند، به نام مکس دوراند-فار دل (شکل 1.1) نامگذاری شدند.

to go unrecognized for their hard work

برای اینکه تلاش‌هایشان قدردانی نشود

to remain unrecognized in the industry

برای اینکه در صنعت ناشناخته بمانند

to feel unrecognized in a relationship

احساس نادیده گرفته شدن در یک رابطه

to be unrecognized for one's contributions

برای اینکه دستاوردهايش ناشناخته بماند

to go unnoticed and unrecognized

نادیده گرفته شده و ناشناخته بمانند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید