uncurable

[ایالات متحده]/ʌnˈkjʊərəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈkjʊrəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درمان ناپذیر

عبارات و ترکیب‌ها

uncurable disease

بیماری غیرقابل درمان

uncurable condition

وضعیت غیرقابل درمان

uncurable illness

بیماری غیرقابل درمان

uncurable cancer

سرطان غیرقابل درمان

uncurable pain

درد غیرقابل درمان

uncurable infection

عفونت غیرقابل درمان

uncurable mental illness

بیماری روانی غیرقابل درمان

uncurable virus

ویروس غیرقابل درمان

uncurable disorder

اختلال غیرقابل درمان

uncurable syndrome

سندرم غیرقابل درمان

جملات نمونه

some diseases are considered uncurable.

برخی از بیماری‌ها غیرقابل درمان در نظر گرفته می‌شوند.

he was diagnosed with an uncurable condition.

تشخیص داده شد که یک بیماری غیرقابل درمان دارد.

the doctor explained that the illness is uncurable.

دکتر توضیح داد که بیماری غیرقابل درمان است.

she felt hopeless after learning her cancer was uncurable.

پس از اطلاع از غیرقابل درمان بودن سرطانش، احساس ناامیدی کرد.

many believe that some mental health issues are uncurable.

بسیاری معتقدند که برخی از مشکلات سلامت روان غیرقابل درمان هستند.

research continues to find solutions for uncurable diseases.

تحقیقات برای یافتن راه حل برای بیماری‌های غیرقابل درمان ادامه دارد.

living with an uncurable illness can be challenging.

زندگی با یک بیماری غیرقابل درمان می‌تواند چالش برانگیز باشد.

she dedicated her life to helping those with uncurable illnesses.

او زندگی خود را به کمک به کسانی که بیماری غیرقابل درمان دارند، اختصاص داد.

there is a stigma around uncurable diseases in society.

در جامعه، یک انگ اجتماعی در مورد بیماری‌های غیرقابل درمان وجود دارد.

advancements in medicine aim to treat previously uncurable conditions.

پیشرفت‌های پزشکی برای درمان شرایطی که قبلاً غیرقابل درمان بودند، هدف گذاری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید