uncurable disease
بیماری غیرقابل درمان
uncurable condition
وضعیت غیرقابل درمان
uncurable illness
بیماری غیرقابل درمان
uncurable cancer
سرطان غیرقابل درمان
uncurable pain
درد غیرقابل درمان
uncurable infection
عفونت غیرقابل درمان
uncurable mental illness
بیماری روانی غیرقابل درمان
uncurable virus
ویروس غیرقابل درمان
uncurable disorder
اختلال غیرقابل درمان
uncurable syndrome
سندرم غیرقابل درمان
some diseases are considered uncurable.
برخی از بیماریها غیرقابل درمان در نظر گرفته میشوند.
he was diagnosed with an uncurable condition.
تشخیص داده شد که یک بیماری غیرقابل درمان دارد.
the doctor explained that the illness is uncurable.
دکتر توضیح داد که بیماری غیرقابل درمان است.
she felt hopeless after learning her cancer was uncurable.
پس از اطلاع از غیرقابل درمان بودن سرطانش، احساس ناامیدی کرد.
many believe that some mental health issues are uncurable.
بسیاری معتقدند که برخی از مشکلات سلامت روان غیرقابل درمان هستند.
research continues to find solutions for uncurable diseases.
تحقیقات برای یافتن راه حل برای بیماریهای غیرقابل درمان ادامه دارد.
living with an uncurable illness can be challenging.
زندگی با یک بیماری غیرقابل درمان میتواند چالش برانگیز باشد.
she dedicated her life to helping those with uncurable illnesses.
او زندگی خود را به کمک به کسانی که بیماری غیرقابل درمان دارند، اختصاص داد.
there is a stigma around uncurable diseases in society.
در جامعه، یک انگ اجتماعی در مورد بیماریهای غیرقابل درمان وجود دارد.
advancements in medicine aim to treat previously uncurable conditions.
پیشرفتهای پزشکی برای درمان شرایطی که قبلاً غیرقابل درمان بودند، هدف گذاری میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید