uncurling fern
پوستهای که در حال باز شدن است
slowly uncurling
در حال باز شدن به آرامی
uncurling tail
ذیل در حال باز شدن
uncurled leaves
برگهای باز شده
uncurling tendril
ساقهچه در حال باز شدن
being uncurling
در حال باز شدن
uncurling body
بدن در حال باز شدن
uncurling frond
پوسته در حال باز شدن
uncurling shoot
ساقه در حال باز شدن
gracefully uncurling
در حال باز شدن بهطور زیبایی
the fern's fronds were slowly uncurling, revealing their vibrant green color.
برگهای گیاه گونف، بهتدریج از حالت انکماششدهای که داشتند، باز میشدند و رنگ سبز روشن خود را نشان میدادند.
she watched the baby's tiny fingers uncurling from a tight fist.
او بهدقت دید که انگشتان کوچک نوزاد از یک دست انکم شده باز میشود.
the garden hose was uncurling from its storage position in the shed.
نخود گیاهپروری از موقعیت ذخیرهسازیاش در گوگرد باز میشد.
the snake was uncurling from a coil around the branch.
زنگتیز از یک حلقهای که حول شاخهای بود، باز میشد.
the artist depicted a flower uncurling its petals to the sun.
هنرمند یک گل را که گردنهایش را به سوی خورشید باز میکند، به تصویر کشید.
the young vine was uncurling its tendrils around the trellis.
گیاهچه جوان گردنهایش را حول چوبهای حمایتی باز میکرد.
he enjoyed watching the time-lapse video of the sunflower uncurling.
او لذت میبرد که ویدئوی تغییر زمانی گلگویی را که گردنهایش را باز میکند، میبیند.
the newly planted seedlings were uncurling their leaves towards the light.
گیاهچههای جدید که کاشته شده بودند، برگهایشان را به سوی نور باز میکردند.
the dancer gracefully uncurled her body from a seated position.
رقصنده بهطور زیبایی بدن خود را از یک وضعیت نشسته باز میکرد.
the cable was carefully uncurling from the reel onto the workspace.
کابل بهدقت از یک چرخکابل به سوی فضای کاری باز میشد.
the child's hand was uncurling, reaching for the toy.
دست کودک بهتدریج باز میشد و به سوی بازیگوشی میکشید.
uncurling fern
پوستهای که در حال باز شدن است
slowly uncurling
در حال باز شدن به آرامی
uncurling tail
ذیل در حال باز شدن
uncurled leaves
برگهای باز شده
uncurling tendril
ساقهچه در حال باز شدن
being uncurling
در حال باز شدن
uncurling body
بدن در حال باز شدن
uncurling frond
پوسته در حال باز شدن
uncurling shoot
ساقه در حال باز شدن
gracefully uncurling
در حال باز شدن بهطور زیبایی
the fern's fronds were slowly uncurling, revealing their vibrant green color.
برگهای گیاه گونف، بهتدریج از حالت انکماششدهای که داشتند، باز میشدند و رنگ سبز روشن خود را نشان میدادند.
she watched the baby's tiny fingers uncurling from a tight fist.
او بهدقت دید که انگشتان کوچک نوزاد از یک دست انکم شده باز میشود.
the garden hose was uncurling from its storage position in the shed.
نخود گیاهپروری از موقعیت ذخیرهسازیاش در گوگرد باز میشد.
the snake was uncurling from a coil around the branch.
زنگتیز از یک حلقهای که حول شاخهای بود، باز میشد.
the artist depicted a flower uncurling its petals to the sun.
هنرمند یک گل را که گردنهایش را به سوی خورشید باز میکند، به تصویر کشید.
the young vine was uncurling its tendrils around the trellis.
گیاهچه جوان گردنهایش را حول چوبهای حمایتی باز میکرد.
he enjoyed watching the time-lapse video of the sunflower uncurling.
او لذت میبرد که ویدئوی تغییر زمانی گلگویی را که گردنهایش را باز میکند، میبیند.
the newly planted seedlings were uncurling their leaves towards the light.
گیاهچههای جدید که کاشته شده بودند، برگهایشان را به سوی نور باز میکردند.
the dancer gracefully uncurled her body from a seated position.
رقصنده بهطور زیبایی بدن خود را از یک وضعیت نشسته باز میکرد.
the cable was carefully uncurling from the reel onto the workspace.
کابل بهدقت از یک چرخکابل به سوی فضای کاری باز میشد.
the child's hand was uncurling, reaching for the toy.
دست کودک بهتدریج باز میشد و به سوی بازیگوشی میکشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید