underapply

[ایالات متحده]/ˌʌndərəˈplaɪ/
[بریتانیا]/ˌʌndərəˈplaɪ/

ترجمه

v. برای استفاده ناکافی یا نامناسب؛ برای استفاده کامل چیزی نبودن.

جملات نمونه

farmers often underapply fertilizer, leading to poor crop yields and soil nutrient deficiencies.

کشاورزان اغلب کود را به میزان کافی استفاده نمی‌کنند که منجر به کاهش عملکرد محصول و کمبود مواد مغذی در خاک می‌شود.

the company tends to underapply its marketing budget, missing valuable growth opportunities.

شرکت معمولاً بودجه بازاریابی خود را به میزان کافی استفاده نمی‌کند و فرصت‌های رشد ارزشمند را از دست می‌دهد.

students frequently underapply the concepts they learn in classroom settings to real-world problems.

دانشجویان اغلب مفاهیمی را که در محیط‌های کلاسی یاد می‌گیرند، به مشکلات دنیای واقعی به میزان کافی اعمال نمی‌کنند.

many small businesses underapply digital tools that could significantly streamline their operations.

بسیاری از کسب و کارهای کوچک از ابزارهای دیجیتالی که می‌توانند به طور قابل توجهی عملیات آن‌ها را ساده کنند، به میزان کافی استفاده نمی‌کنند.

painters sometimes underapply primer, resulting in uneven finish and poor paint adhesion on walls.

نقاشان گاهی اوقات لایه زیرکار را به میزان کافی استفاده نمی‌کنند که منجر به پوشش ناهموار و چسبندگی ضعیف رنگ بر روی دیوارها می‌شود.

chefs must avoid underapply heat when searing meat to achieve proper maillard reaction and browning.

سرآشپردان باید از استفاده نکردن حرارت به میزان کافی در هنگام سرخ کردن گوشت برای دستیابی به واکنش مایرارد مناسب و قهوه‌ای شدن آن خودداری کنند.

doctors warn that patients may underapply topical treatments, reducing their effectiveness.

پزشکان هشدار می‌دهند که بیماران ممکن است درمان‌های موضعی را به میزان کافی استفاده نکنند که باعث کاهش اثربخشی آن‌ها می‌شود.

engineers discovered that the construction crew underapply adhesive, causing panels to loosen over time.

مهندسان متوجه شدند که تیم ساختمانی چسب را به میزان کافی استفاده نمی‌کند که باعث شل شدن پنل‌ها در طول زمان می‌شود.

teachers observe that some students underapply themselves in examinations despite having strong abilities.

معلمان مشاهده می‌کنند که برخی از دانش‌آموزان با وجود توانایی‌های قوی، در امتحانات به میزان کافی تلاش نمی‌کنند.

the research team underapply funding, leaving critical experiments unconducted and data incomplete.

گروه تحقیقاتی بودجه را به میزان کافی استفاده نمی‌کند و آزمایش‌های حیاتی را انجام نمی‌دهد و داده‌ها ناقص می‌مانند.

gardeners sometimes underapply mulch, allowing weeds to compete with plants for nutrients and water.

باغبانی‌ها گاهی اوقات مالچ را به میزان کافی استفاده نمی‌کنند و به علف‌های هرز اجازه می‌دهند تا برای مواد مغذی و آب با گیاهان رقابت کنند.

managers risk underapply talented employees, leading to decreased motivation and higher turnover rates.

مدیران با ریسک استفاده نکردن از کارمندان با استعداد، منجر به کاهش انگیزه و افزایش نرخ گردش می‌شوند.

laboratory technicians must not underapply reagents during testing procedures to ensure accurate results.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید